تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٩٧ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٣٠ تا ٣٩
عده زيرا كه چون منقضى شد عده زينب زيد را امر كرد بخطبه او و دالست بر اين قوله تعالى وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ پنجم وقوع نكاح بلفظ تزويج بر وجوب صيغه ماضى در آن ششم استحباب وليمه نزد زفاف و لهذا آن حضرت فرمود كه
لا وليمة الا فى خمس عرس او ختان او خرس او وكاز او ركاز
و خرس بمعنى ولادتست و وكاز بناى دار و ركاز قدوم حاج و حقتعالى بعد از ذكر قصه تزويج زينب بحضرت رسالت پناه صبيان برائة ساحت آن حضرت مىكند بقوله ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ نيست بر پيغمبر هيچ تنگى و وزرى و وبالى فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ در آنچه قسمت كرده و تقدير نموده براى پيغمبر (ص) يعنى حلال گردانيده مر او را از تزويج زنان پسر خواندگان و غير ايشان و فرض بمعنى قسمت و تقدير در كلام عرب شايع است يق فرض له فى الديوان و منه فروض العسكر لارزاقهم يا در آنچه واجب گردانيده از تزويج زوجه مبتنى تا حكم سنت جاهليت در ادعيا باطل و منسوخ گردد و اينصورت مخصوص او نيست بلكه سُنَّةَ اللَّهِ سنت نهاد خداى تعالى سنتى مشتمل بر حكم و تواند بود كه منصوب باشد بنزع خافض يعنى تزويج ازواج بر پيغمبر حلال است بدون حرج و اگر زوجه متبنى وى باشد همچو سنت و طريقه خداى فِي الَّذِينَ خَلَوْا در آن كسان كه گذشتهاند از پيغمبران مِنْ قَبْلُ پيش از محمد مراد انبياى ديگراند كه خداى تعالى نفى حرج كرد از ايشان در آنچه مباح كرده بود و توسيع نموده بر ايشان از تزويج ازواج ادعيا و اگر چه بسيار باشد هم چنان كه داود كه صد زن داشت و سليمان سيصد زن و هفتصد سريه و غير آن از ساير مباحات و هر گاه كه مر انبياى سابق را كثرت ازواج مطلقا جايز بوده باشد بدون حرج پس بر محمد (ص) كه سيد انبياست نيز حرج منتفى خواهد بود در نكاح آنچه خواهد از زوجه متبنى و غير آن و گويند مراد نسبت نكاح است كه از سنت انبيا است كما
قال النكاح سنتى فمن رغب عن سنتى فليس منى
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ و هست فرمان خداى تعالى قَدَراً مَقْدُوراً حكمى گذارده شده و نافذ يعنى امرى كه بر انبيا نازل ساخته بود حكمى بود مقتضى و گذارده شده و قضاى مبرم واقع شدنى و يا جارى بر مقدارى كه موافق حكمت بود و تفاوتى و خللى در آن راه نداشته و يا بر قدرى معين بىزياده و نقصان پس در وصف آنان كه گذشتهاند از انبيا ميفرمايد كه الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ مجرور المحل است بر آنكه صفت الذين خلوا باشد و يا منصوب يا مرفوع المحل بر مدح يعنى آنان كه گذشتهاند كسانى بودند كه ميرسانيدند رِسالاتِ اللَّهِ پيغامهاى خداى را بامتان بدون كتمان بجهت ترس از مردمان وَ يَخْشَوْنَهُ و ميترسيدند از او وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً و نميترسيدند از كسى در آنچه متعلق