تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨ - سوره النمل(٢٧) آيات ٦٠ تا ٦٩
بيابان يا بيمار نااميد از صحت آوردهاند كه شيخ داود يمانى ره بعيادت بيمارى رفته بود بيمار گفت اى شيخ دعا كن براى شفاى من گفت تو دعا كن كه مضطرى و اجابت بدعاى مضطر بسته است زيرا كه نياز او بيشتر باشد و حقتعالى نياز بيچارگان را دوست مىدارد پس او آن كس است كه اگر نيازمند بىچاره دعا كند اجابت مىفرمايد وَ يَكْشِفُ السُّوءَ و بر مىدارد بدى را يعنى دفع مىكند از او آنچه او را بديد آيد و اما اجابت او موقوف بشروط مصلحت آنست چنانچه در آيه ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ مبين شده و مىتواند بود كه (الف لام) براى جنس باشد نه استغراق كه مستلزم اجابت هر مضطر است وَ يَجْعَلُكُمْ و مى گرداند شما را خُلَفاءَ الْأَرْضِ خليفهها در زمين يعنى شما را جانشين پيشينيان سازد و زمين را از پس ايشان بتصرف شما درآورد أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ آيا خداى ديگر هست يا خداى بحق كه در اين نعم خاصه و عامه او اعانت كند يعنى نيست و نشايد قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ اندكى پند مىپذيرد يا خدا را اندك يا دمى كنيد يا نعم او را كم متذكر مىشويد و حفص و كسايى به تا و تخفيف دال ميخواند يعنى اندكى متعظ ميشويد و يا ياد خدا و نعم او مىكنيد و قليل صفت مفعول مطلق محذوفست و ما مزيده و تقدير اينكه (تذكرون تذكرا قليلا) و مراد بقلت عدم تذكر است چه گاه هست كه استعمال قلت مىكنند در معنى نفى أَمَّنْ يَهْدِيكُمْ بلكه بهتر است از بتان جامده آن كسى كه راه مىنمايد شما را فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ در تاريكىهاى بيابان و در درياها بوسيله نجوم و علامات مراد ظلمات ليالى است و اضافه آن به بر و بحر بجهت ملابسه است و يا آنكه مراد مشتيهات طريق باشد كما يق طريقة ظلماء و عميا للتى لا منار بها يعنى آن كسى كه چون راهها بر شما مشتبه شود و طريق بيرون شدن آن نمىدانيد شما را مهتدى مىسازد وَ مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ و كسى كه مىفرستد بادها را بُشْراً در حالتى كه مژده دهندگانند بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ پيش از رحمت او كه بارانست و اگر صحيح باشد كه سبب اكثرى در تكون ريح معاودت ادخنه صاعدة باشد از طبقه بارده بجهت انكسار حران و بموج در آوردن آن هوا را پس شكى نيست كه اسباب فاعليت و قابليت آن از خلق او تعالى است و فاعل مسبب است أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ آيا خداى ديگر باشد با خداى بحق كه يارى او دهد بر مثل اين يعنى نباشد چه او منفرد است در خلق همه اشيا تَعالَى اللَّهُ بزرگست خدا و برتر عَمَّا يُشْرِكُونَ از آنچه انباز مىگيرند كافران چه قادر خالق مقدس است از مشاركت عاجز