تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٧٠ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ٢٠ تا ٢٩
بمعنى خوف و امل هر دو آمده يعنى خائفست از عقوبات روز آخرت كه اكمل و اتم و ابقى است وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً و مر كسى را كه ياد كرد خدا را ياد كردنى بسيار يا در زمان بسيار بدل و زبان اين عطف است بر يرجوا اللَّه يعنى اسوة كه نيكو است مر كسى را كه اميدوار است بفضل الهى در آخرت و كثير الذكر است چه كثرت ذكر مؤديست بملازمت طاعت يعنى كثرت طاعت را مقارن ساخت به رجا چه مؤتسى برسول نيست مگر كسى كه متصف به رجا و كثرت ذكر باشد و ميتواند بود كه لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ بدل لكم باشد كقوله لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ و اما اكثر برانند كه ضمير مخاطب مبدل منه واقع نميشود آورده اند كه سيد عالم (ص) اصحاب را از آمدن احزاب خبر داده بود و فرموده كه باجتماع ايشان متزلزل و مضطرب شويد و كار بر شما سخت گردد و اما عاقبت مظفر و منصور شويد بر ايشان و ايشان خائف و ترسان شده منهزم شوند وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ و آن هنگام كه بديدند مؤمنان در روز خندق الْأَحْزابَ آن احزاب كه پيغمبر (ص) از آمدن ايشان خبر داده بود و مشاهده ايشان نمودند كه در برابر لشگر اسلام صف كشيدند قالُوا گفتند هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ اينست آنچه وعده داده بود ما را خداى در كريمه أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ الى قوله إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ وَ رَسُولُهُ و آنچه وعده داده بود رسول او كه
(سيد الامر بالاجتماع الاحزاب عليكم و العاقبة لكم عليهم)
و نيز فرمود كه
(انهم سائرون اليكم بعد تسع او عشر)
وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ و راست گفت خدا و پيغمبر او يعنى ظاهر شد صدق خبر خدا و رسول او (ص) يا راست گفتاراند در نصرت و ثواب هم چنان كه راست گفتار بودند در آمدن بلاى عظيم و مىتواند بود كه اظهار اسم اللَّه براى تعظيم بوده باشد وَ ما زادَهُمْ و نيفزود ايشان را بآنچه ديدند از آمدن احزاب و خطب و بلا إِلَّا إِيماناً مگر ايمان بخدا و رسول و باور داشتن مواعيد او را و يقين و ثبات ايشان در آخرت وَ تَسْلِيماً و گردن نهادن باوامر و مقادير او سبحانه و يا باحكام حضرت رسالت (ص) كه سعادت دارين در آن تسليم مندرجست بدين مضمون شعر هر چه دارد چون قلم سر بر خط فرمان او مينويسد بخت طغراى شرف بر نام او و بعد از آن تخصيص ميكند بعضى مؤمنانرا به خصالى كه در ايشان بوده و ميفرمايد كه مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا از گرويدگان مردانىاند كه راست گفتند ما عاهَدُوا اللَّهَ آن چيزى را كه عهد بستند با خداى عَلَيْهِ بر آن چيز كه آن ثبات است بر قتال و مقاتله براى رضاى خداى اين ماخوذ است از صدقنى او كذبنى زيد اذا قال لك