تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٦٧ - سوره الأحزاب(٣٣) آيات ١٠ تا ١٩
خداى وَلِيًّا دوستى كه نفع رساند بايشان وَ لا نَصِيراً و نه يارى كه ضرر باز دارد از ايشان و در زاد المسير از ابن زيد نقلكرده كه مردى از لشگرگاه پيغمبر (ص) بمدينه رفت برادر اعيانى خود را ديد كه اسباب طرب آماده كرده و نبيد و نقل پيش خود نهاده گفت اى برادر تو آنى كه در طرب ميگذرانى و حضرت رسالت (ص) ميان نيزه و شمشير جولان كند برادر جواب داد كه اى ابله بيا بنشين و بنشاط مشغول شو كه ترا و اصحاب ترا بلا گرفته و محمد (ص) هرگز از اينورطه بسلامت بيرون نيايد آن مرد بازگشت و گفت بروم آن حضرت را از مقالات تو اخبار كنم چون بنزديك حضرت رسيد جبرئيل بر او سبقت گرفته اين آيه را آورد كه قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ بدرستى كه داند خداى تعالى الْمُعَوِّقِينَ باز دارندگان از نصرت رسول مِنْكُمْ از گروه شما وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ و گويندگان مر برادران خود را كه هَلُمَّ إِلَيْنا بيائيد بسوى ما و بطيب عيش مشغول شويد و بقتال كه موجب پريشانى است مرتكب مشويد بدانكه هلم اسم فعل است بمعنى قربوا انفسكم الينا و اين لغت حجاز است و واحد و جمع در او مساويست و بنى تميم ميگويند كه هلم يا رجل و هلموا يا رجال و اين صورتيست كه فعل متعدى بآن مسمى شده و تحقيق اين در سورة الانعام سمت ذكر يافت مرويست كه منافقان ضعفه اهل اسلام را تخويف ميكردند و ميگفتند كه ما محمد و اصحابه الا اكلة راس و لو كانوا لحما ابتلعهم ابو سفيان و اصحابهم نيست محمد و اصحاب او مگر بمقدار خوردن كله كه اگر ايشان گوشت بودند ابو سفيان و اصحاب او همه را بيك لقمه ميكردند پس شما از ايشان فرار نمائيد و بر خود رحم كنيد و گويند ابو سفيان با يهود منافقان را كه برادران و ابناى جنس ايشان بودند مىگفتند كه خود را در معرض تلف نيفكنيد و از نصرت محمد (ص) فرار نمائيد و منافقان سخن يهود را بقبول تلقى نموده از جنگ پهلو تهى ميكردند حق تعالى فرمود كه خدا مىداند معوقان را و منع كنندگان مردمان را از نصرت پيغمبر آخر الزمان (ص) وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ و نمىآيند منافقان بكارزار إِلَّا قَلِيلًا مگر آمدنى اندك يا كارزارى اندك و انهم از روى ريا و سمعه و اضطرار نه بر وجه قربت و اختيار چه بناى كار ايشان بر اعتذار است و تثبط از قتال و يا آنكه مؤمنان و منافقان بيرون ميآيند بقصد جهاد ليكن مقاتله نميكنند مگر اندكى از ايشان أَشِحَّةً در حالتى كه بخيلانند بمعاونت يا نفقه عَلَيْكُمْ بر شما اى اهل ايمان يا نميخواهند كه ظفر و غنيمت شما را باشد اشحه جمع شحيح است بمعنى بخيل و نصب آن بر حالست از فاعل ياتون يا از معوقين يا منصوبست بر ذم و مؤيد اينست كه بعد از اين بيان اوصاف ذميمه ايشان ميكند بقوله فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ پس چون بيايد ترس دشمن و خوف قتال رَأَيْتَهُمْ