تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٠ - سوره لقمان(٣١) آيات ٣٠ تا ٣٤
منافع خلايقند كُلٌّ يَجْرِي هر يك از اين نيرين ميرود در فلك خود بقبول حسن بر وفق حكمت و مصلحت إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى تا زمانى نام برده شد يعنى منتهى معلوم شمس كه اخر هر سنه است و منتهى معلوم قمر كه آخر هر شهريست بوتيره واحد بدون اختلاف و فرق ميان إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى و لاجل مسمى آنست كه اجل در اول منتهى جزا است و در ثانى غرض آن چه الى از براى انتهاى غايت است و لام براى علة و غرض اين هر دو معنى در غايات حاصل است وَ أَنَّ اللَّهَ عطفست بر ان اللَّه اول يعنى آيا نديدى و ندانستى آنكه خداى تعالى بِما تَعْمَلُونَ بآنچه ميكند در پنهان و آشكارا خَبِيرٌ دانا است بكنه آن
ذلِكَ اين سعت علم و شمول و قدرت و عجايب صنع و اختصاص حضرت بارى بآن بِأَنَّ اللَّهَ بسبب آنست كه خداى تعالى هُوَ الْحَقُ او است ثابت در ذات خود و واجب در جميع جهات الوهيت آن وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ و بسبب آنكه آنچه شما ميخوانيد و حفص بغيبت ميخواند يعنى آنچه مشركان ميخوانند و ميپرستند مِنْ دُونِهِ بجز از خداى بحق الْباطِلُ باطل و ناحقست الوهيت آن و آن معدومست فى حد ذاته كه به هيچ وجه موجود نميشود مگر بايجاد او سبحانه او را وَ أَنَّ اللَّهَ و ديگر به سبب آنست كه خداى تعالى هُوَ الْعَلِيُ او است برتر يعنى غالب هربه الْكَبِيرُ بزرگست كه از او بزرگترى نيست و مرتفع و متسلط بر همه چيز بعد از آن استشهاد ديگرى ميكند بر كمال قدرت و حكمة و شمول انعام خود بقوله أَ لَمْ تَرَ آيا نديدى أَنَّ الْفُلْكَ آنكه كشتى تَجْرِي فِي الْبَحْرِ ميرود در دريا بِنِعْمَتِ اللَّهِ بمنت و احسان حقتعالى در تهيه اسباب آنچه او را بر روى آب نگه ميدارد و باد را براى رفتن او ميفرستد اين جار و مجرور صله فعلست و يا حالست از آن حاصل كه حقتعالى بمحض انعام خود كشتى در دريا ميراند لِيُرِيَكُمْ تا بنمايد شما را مِنْ آياتِهِ بعضى از دلايل قدرت خود در حركت كشتى بوسيله رياح و برخى از عجايب دريا إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستى كه در امر كشتى و دريا لَآياتٍ هر آينه نشانها است بر شمول قدرت و كمال حكمت و وفور نعمت حضرت عزت لِكُلِّ صَبَّارٍ براى هر صبر كننده بر بلواى او و بر مشاق تكليف و اتعاب نفس بتفكر در آفاق و انفس شَكُورٍ شكر كننده كه نعماء او را شناخته و منعم آن را دانسته بشكر گذارى او قيام نمايد و گويند مراد بصبور و شكور