تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢١ - سوره النمل(٢٧) آيات ٤٠ تا ٤٩
بك) گفتند آن گروه كه فال بد گرفتيم بتو ماخذ تطير چنانست كه عادات ايشان بر اينوجه بوده كه چون يكى از ايشان بسفر ميرفت و بر طيرى ميگذشت و او را منزجر ميساخت اگر از جانب يمين او ميپريد تيمن باو مينمود و سفر را بايمن و بركت ميدانست و اگر بجانب شمال طيران مى- نمود بآن تشأم نموده سفر خود را حكم بشأمت ميكرد اينجا نيز گفتند بصالح كه ما تشام ميكنيم بتو وَ بِمَنْ مَعَكَ و بهر كه با تست از گرويدگان يعنى تو و اتباع تو بر ما يمن نداريد چه تا آغاز دعوت كرده و اين دين را اختراع نموده شدهايد و محن روى بما آورده و سنك تفرقه و پريشانى در ميان ما افتاده و از يكديگر پراكنده شدهايم و اين بجهة آن بود كه از شأمت كفر و فرط عناد و طغيان بقحط و علة جوع مبتلا شده بودند و از غاية عناد و رسوخ كفر اسناد آن را بصالح و اهل ايمان ميكردند و بايشان ميگفتند كه اين از شامت تو و كسانيست كه بتو گرويدهاند قالَ گفت صالح بايشان كه طائِرُكُمْ فال بدو شأمت شما عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداست يعنى اين محنت و بليه از نزديك خدا بشما رسيده است بسبب كفر و عناد شما و هذا كقوله يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ پس بشومى آن كفر و عناد ميرسد بشما آنچه ميرسد و نه آن چنانست كه بجهة ما باشد بَلْ أَنْتُمْ بلكه شما قَوْمٌ تُفْتَنُونَ گروهست هستيد كه آزموده ميشويد يعنى شما را ميآزمايند بخير و شر و دولت و نكبت و آسانى و سختى مراد آنست كه با شما معامله آزمايندگان ميكنند تا بر عالميان واضح شود كه در ايام دولت و نعمت بشكر گذارى آن اشتغال مينمائيد و راه بمنعم حقيقى خود ميبريد و اطاعت او امر و نواهى او ميكنيد يا نه و در زمان محنت و بليه شكيبايى ميكنيد و از اعمال قبيحه كه منتج اين محن است اجتناب نموده ميل ميكنيد باعمال صالحه و افعال حسنه كه مرضى الهيست و موجب نزول رحمة از جانب او و دافع بليه و مصيبت و يا بر كفر و معصيت خود راسخ ميشويد و هذا كقوله وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً و گويند طاير بمعنى علم است و فتنة بمعنى عذاب كما قال اللَّه تعالى وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ يعنى آن عملى كه كردهايد از خير و شر نزد خدا مكتوبست و او بدان عالم پس هر چه بشما ميرسد از نعمت و نقمت بسبب ميمنت و شامت آنست و شما بجهة اعمال قبيحه معذب خواهيد شد و يا آنكه شيطان شما را بوسوسه خود مفتون ساخته وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ و بودند در شهرى كه صالح ميبود از زمين حجر تِسْعَةُ رَهْطٍ نه نفر از اشراف و اكابر قوم و غواة و اشرار ايشان كه راس و رئيس ايشان