تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠١ - سوره لقمان(٣١) آيات ١٠ تا ١٩
كما يق لصاحبك انا بلا سيف و لا رمح ترانى و در مجمع آورده كه غرض نفى عمد است مر آن را و معنى آنست كه اگر بحسب فرض آن را عمد ميبود آن را ميديدند زيرا كه از اجسام عظام مىبود تا متحمل نقل سماوات شود و اگر چنين مىبود احتياج مىافتاد بعمد ديگر كه معمود عمد اول باشد و اين موجب تسلسل ميشد پس هيچ عمدى آن را نباشد و نزد مجاهد مراد آنست كه آن را عمدى ذى جسم هست اما مرئى آدميان نميشود و صحيح قول اولست و تحقيق اين مبحث در سورة الرعد مذكور است وَ أَلْقى و بينداخت يعنى وضع نمود فِي الْأَرْضِ در زمين بعد از ايجاد آن رَواسِيَ كوههاى بلند پاىدار استوار را أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ بجهت كراهت و نخواستن آنكه حركت دهد و مضطرب سازد شما را چه تشابه اجزاى زمين مقتضى تبدل احياز و اوضاع آنست بجهت امتناع اختصاص هر يك از احياز و اوضاع لذاته بحيزى و وضعى معين و در اخبار نيز واقع شده كه زمين در مبدء خلق متحرك بود بر روى آب مانند كشتى و بجبال راسيات آرام گرفت بدانكه جمله فعليه منصوبست بر عليه بر تقدير مضاف اى كراهت ان تميد بكم و مىتواند بود كه لام علت و لاء نفى در او مقدر باشد اى لئلا تميد بكم يعنى تا شما را حركت ندهد و مضطرب نگرداند و در موضح از ضحاك نقل ميكند كه خداى تعالى نوزده كوه را ميخ زمين كرد تا بر جاى خود بايستاد و از جمله كوه قافست و ابو قبيس و جودى و لبنان و سينين و بثير و طور سينا وَ بَثَّ فِيها و پراكنده كرد بر زمين مِنْ كُلِّ دابَّةٍ از هر جنبنده يعنى انواع حيوانات را در زمين جاى داد وَ أَنْزَلْنا و فرو فرستاديم التفات از غيبت بتكلم جهت اختصاص فعل است بفاعل يعنى غير ما نفرستد بلكه ما فرستيم مِنَ السَّماءِ از ابر يا آسمان السَّماءِ ابى را كه بارانست فَأَنْبَتْنا پس برويانيم فِيها در زمين بسبب آن آب مِنْ كُلِّ زَوْجٍ از هر صنف گياهى كَرِيمٍ نيكو و بسيار منفعت حقتعالى استدلال فرموده باين امور بر عزت خود كه آن كمال قدرت او است و بر حكمت خود كه كمال علم او است و تمهيد نموده بآن قاعده توحيد را و تقرير آن فرموده بقوله هذا اينكه مذكور شد از آسمان و زمين و كوه و حيوان و نبات خَلْقُ اللَّهِ آفريده خدااند فَأَرُونِي پس بنمائيد بمن اى مشركان كه در عالم ما ذا خَلَقَ چه چيز را بيافريدند الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ آنان كه بدون ويند از بتان كه ايشان را شريك خدا مىگوئيد تا مستحق مشاركة او شوند ما ذا منصوبست بخلق و يا مرفوعست بابتدائيه و خبر آن ذا و يا صله و ارونى معلق عنه و استفهام براى تقريعست يعنى بتان هيچ چيز را نيافريدهاند تا بجهت آن استحقاق شركت خدا داشته باشند