تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٧ - سوره الروم(٣٠) آيات ١٠ تا ١٩
فى السموات يعنى مر او را است حمد در آسمانها و زمينها و در طرف آخر روز و ميان روز و صاحب لباب آورده كه تسبيح مناسب آنست كه برفع صوت باشد پس اتصال آن به صلوات جهريه خالى از نسبتى نيست و حمد چون دلالت بر ترفع صوت ندارد پس تخصيص ذكرش بنماز اخفائيه مناسب مينمايد و در انوار آورده فسبحان اللَّه در معنى امر است و تنزيه حقتعالى و ثنا بر او در اين اوقات مذكوره كه قدرت او در او ظاهر ميشود و نعم او در آن متجدد ميگردد دلالتست بر آنكه آنچه حادث ميشود در او از شواهدى است كه ناطق است بتنزيه او و استحقاق او بحمد كسى كه از اهل تميز است از اهل سماوات و ارض و تخصيص تسبيح بمسا و صباح جهت آنست كه آثار قدرت و عظمت در اينوقت اظهر است و تخصيص حمد بعشى كه آخر نهار است كما يقال (عشى العين اذا نقص نورها) و بظهر كه وسط نهار است بجهة آنست كه تجدد نعم در او اكثر است و از ابن عباس نقلست كه (ان الايه جامعه للصلوة الخمس تمسون صلوتا المغرب و العشاء و تصبحون صلوة الفجر و عشيا صلوته العصر و تظهرون صلوة الظهر) و بجهة اينست كه زعم حسن آن است كه اين آيه مدنى است زيرا كه قايلست بآنكه نماز واجب در مكه دو ركعت بود در هر وقت كه اتفاق مىافتاد و در مدينه پنج نماز مذكور مفروض گشت و اكثر برانند كه در مدينه مفروض شده و در كشاف و غيره مذكور است كه ابن عباس را گفتند كه (هل تجد الصلاة الخمس فى القرآن) نماز پنجوقت شبان روزى را در قرآن يافته گفت نعم بعد از آن ايه مذكوره را تلاوت فرموده كه (تمسون صلوتا المغرب و العشا و تصبحون صلوة الصبح و عشيا صلوة العصر و تظهرون صلوة الظهر) و در مجمع آورده كه شبهه نيست در آنكه قول ابن عباس احسن است از قول اول بجهت خصوص اوقات مذكوره بذكر و بعضى گفتهاند كه مخصوص بودن صلوة ليل باسم تسبيح و صلوة نهار باسم حمد جهت آن است كه انسان در نهار منقلبست در احوالى كه موجب حمد خدا است بر آن و دليل بر احوالى است كه موجب تنزيه او سبحانه است در آن فلهذا حمد بنهار مخصوص گشت و صلوة نهار بآن تسميه يافت و تسبيح بليل مختص شد و صلوة ليل بآن مسمى گشت و در كنز العرفان آورده كه وجه تسميه صلوة بتسبيح جهت آن است كه تسبيح تنزيه حقتعالى است و صلوة نيز تنزيه او سبحانه است از صفات مخلوقين زيرا كه مخلوق مستحق عبادت نيست و هم چنان كه او سبحانه منزهست از صفات مخلوق همچنين متصف است بصفات كمالى كه مخلوق بآن متصف نميشود و هر كه اين چنين باشد مستحق مطلق حمد و ثنا خواهد بود و لهذا احمد را مقارن تسبيح گردانيده و فرمود وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و بعد از آن گفته كه يقال (امسى اذا دخل فى المساء و كذا الباقى) پس بنا بر