تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٣ - سوره الروم(٣٠) آيات ١٠ تا ١٩
كه مغتر بودند بدنيا و مفتخر بآنكه حال ايشان بمراتب اضعف از حال سابقه بود چه مدارا مر دنيا بر تبسطست در بلاد و تسلط بر عباد و تصرف در اقطار ارض بانواع عمارات و اين از ايشان مسلوب است بجهة آنكه از ضعفاى امم اند و ملجأ شدهاند بوادى كه هيچ نفع بايشان نميرساند بجهة آنكه وادى غير ذى زرع است
ثُمَّ كانَ پس هست عاقِبَةَ الَّذِينَ عاقبت آنكه أَساؤُا بد كردند يعنى كافر شدند و مرتكب معاصى گشتند السُّواى عقوبت يا خصلت يا نتيجه بدتر كه عقوبت آخرتست وضع ظاهر در موضع ضمير بجهة دلالتست بر آن چيزى كه مقتضى آن شده كه اين حالت عاقبت ايشان باشد و دلالت بر آنكه افعال ايشان مانند افعال قبيحه امم سابقه است كه بآن مستوجب استيصال شدهاند و سوأى تأنيث أسوأ است مانند حسنى و يا مصدر است كه بجهت مبالغه موصوف بواقع شده مانند بشرى و گويند كه سوأى اسم دوزخست هم چنان كه حسنى و طوبى كه اسم بهشت است يعنى دوزخ عاقبت ايشان باشد أَنْ كَذَّبُوا بسبب آنكه تكذيب كردند بِآياتِ اللَّهِ بآيتهاى خدا يعنى باور نداشتند قرآن را يا عبرت نگرفتند بدلايل قدرت وَ كانُوا بِها و بودند كه بآن آيتها يَسْتَهْزِؤُنَ استهزا مىكردند بدانكه عاقبة الذين خبر كان است مقدم بر اسم سوأى اسم آن كقوله و كان حقا علينا نصر المؤمنين و ان كذبوا محتمل است كه علت باشد اى لاجل تكذيبهم بآيات و يا بدل يا عطف بيان سوأى يا خبر كان بنا بر اينكه عاقبت اسم بوده باشد سوأى مصدر اساؤا يا مفعول آن و ان كذبوا اسم كان و معنى اينكه ثم كان عاقبة الذين اقترفوا الخطيئات ان طبع اللَّه على قلوبهم حتى كذبوا الآيات و استهزءوا بها و جايز است كه السوأى صفت فعل باشد و ان كذبوا تابع آن و خبر محذوف بجهت ابهام و تهويل و ابن عامر و كوفيان عاقبت را منصوب ميخوانند بر اينكه خبر كان باشد و اسم ان السوأى و تواند بود كه ان مفسره باشد بجهت آنكه اسائة چون مفسر است بتكذيب و استهزا پس متضمن معنى قول باشد آن گاه بر سبيل تذكير نعمت و بيان قدرت او را اعاده ميفرمايد كه اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ خداى آفريند خلق را از نطفه ثُمَّ يُعِيدُهُ پس ديگر باره زنده ميگرداند و بر ميانگيزد بعد از مرگ ثُمَّ إِلَيْهِ پس بسوى جز او حكم او تُرْجَعُونَ باز برگردانيده شوند و حفص به تا ميخواند بر طريق خطاب يعنى باز گردانيده شويد شما و بنا بر اين عدول از غيبت بخطاب بجهت مبالغه است در مقصود وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ و در روزى كه قايم شود قيامت يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ