تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦٠ - سوره الروم(٣٠) آيات ١ تا ٩
هُوَ الْعَزِيزُ و او است غالب مطلق پس انتقام كشد از جمعى كه خواهد الرَّحِيمُ مهربان غلبه دهد جمعى را بر جمعى بر وفق مصلحت و حكمت وَعْدَ اللَّهِ وعده كرد خداى غلبه روم را بر فارس يا فرح مؤمنانرا وعده كردنى اينمصدر است كه مؤكد نفس خود است و ما قبل آن در معنى وعد است مانند له على الف درهم اعترافا لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ خلاف نكند خدا وعده خود را چه دروغ بر او ممتنعست پس البته راست ميسازد و وعده كه ميدهد وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ و لكن بيشتر مردمان لا يَعْلَمُونَ نميدانند وعده و صحت وعده او را بجهت جهل ايشان و عدم تفكر ايشان يَعْلَمُونَ ميدانند ظاهِراً چيزى كه آشكار است يعنى مشاهد ايشانست مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا از زندگانى دنيا يعنى مال و متاع و جاه و دولت و ساير منافع و مضار آن را يا اسباب معاش و تجارت و در وسيط آورده كه مراد بنا نهادن و زراعت كردن و اجراى انهار و اقواتست كه اكثر اهل دنيا قواعد آن را ميدانند وَ هُمْ و ايشان عَنِ الْآخِرَةِ از آخرت كه غايت و مقصود آنست هُمْ غافِلُونَ ايشان غافلانند و بيخبران و بجهت اين دايم در تعمير دنيااند و تخريب آخرت و از حسن مرويست كه بخدا كه حذاقت و علم ايشان بامور دنيا بر وجهى رسيده كه درهم را بر ناخن خود منقلب ميسازند و از آن وزن خبر ميدهند بر آن نحوى كه هست و ميدانند كه رويست يا جيد و اصلا نميدانند كه نماز را چون بايد گذارد و خبر از آن ندارند و ابو عبد اللَّه را پرسيدند از تفسير قوله تعالى ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا فرموده
و منه الزجر و النجوم
و بدانكه يعلمون بدل لا يعلمون است و در اين ابدال نكته لطيفست و آن اينست كه حقتعالى ابدال اين فرموده اذ لا يعلمون و قايم مقام و ساد و مسد آن گردانيده تا معلوم شود كه هيچ فرقى نيست ميان عدم علم كه جهلست و ميان وجود علمى كه از دنيا متجاوز نشود و قوله ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا مفيد آنست كه دنيا را ظاهرى و باطنى هست ظاهرى آن را جهال ميدانند و مىشناسند كه آن تمتعست بزخارف آن و تنعم بملاذ آن و باطن و حقيقة آن اينست كه آن مجاز و ممر است بآخرت تا متزود شوند از آن بآخرت بطاعت و اعمال صالحه و در تنكير ظاهر اشعار است بآنكه ايشان نميدانند الا ظاهر واحد از جمله ظواهر آن و تكرير ضمير هم بجهة تاكيد است و مىتواند بود كه مبتدا باشد و غافلون خبر ان و اين جمله خبر ضمير اولى و بر هر دو تقدير اولى منادى است بر تمكن غفلت ايشان از آخرت كه مقر حقيقى ايشانست و در انوار آورده كه مقتضى جمله متقدمه كه مبدلست از لا يعلمون تقرير است مر فرط جهالت ايشان را و تشبيه ايشان بحيوانات كه ادراك آنها مقصور