تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٦ - سوره النمل(٢٧) آيات ٤٠ تا ٤٩
امور أَشْكُرُ آيا شكر ميگذارم و بحقوق سپاس دارى او قيام مينمايم باين وجه كه آن را از فضل او دانم بدون حول و قوة خود أَمْ أَكْفُرُ يا ناسپاسى ميكنم بر آن به اينكه نفس خود را در آن دخل دهم و يا در اداء مواجب آن تقصير نمايم و محل ايندو جمله نصب است بر آنكه بدل ياء متكلم است وَ مَنْ شَكَرَ و هر كه سپاس دارى كند نعمت خداى را فَإِنَّما يَشْكُرُ پس جز اين نيست كه سپاس دارى مينمايد لِنَفْسِهِ براى نفس خود چه شكر موجب دوام نعمت و سبب مزيد آنست كه و لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ و حافظ آن از و صمت كفر وَ مَنْ كَفَرَ و هر كه كفران ورزد فَإِنَّ رَبِّي پس بدرستى كه پروردگار من غَنِيٌ بينياز است از شكر گذارى و سپاس مردمان كَرِيمٌ كريم كرم نماينده بانعام و افضال بر بندگان كافر نعمت يعنى با وجود كفران ديگر باره نعمت خود را بمحض كرم و فضل خود انزال ميفرمايد بر ايشان و كفر و كفران و فرط عصيان بندگان مانع افضال و احسان او نميشود و بعد از اداى شكر گذارى بر اين نعمت و اعتراف بفضل و احسان حضرت عزت بدون استحقاق و اقتدار بر آن قالَ گفت باعيان و اشراف خود كه نَكِّرُوا منكر و ناشناخته گردانيد لَها براى بلقيس عَرْشَها تخت او را و شكل آن را متغير و متبدل ساخته اعلى را باسفل آريد و مقدم را مؤخر سازيد و يا جواهرات را تبديل كنيد يعنى اخضر بجاى احمر و ابيض در موضع اصفر وضع كنيد و يا نزع بعضى از جواهر و فصوص آن نمائيد و يا در او چيزى را زايد و چيزى را كم كنيد نَنْظُرْ تا بنگريم بعد از سؤال از آن أَ تَهْتَدِي آيا راه بر دو بشناسد تخت خود را بنظر عقل خود بعد از تغيير آن أَمْ تَكُونُ يا باشد مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ از آنان كه راه نميبرند و نميشناسند آن را و جبائى گويد معنى آنست كه ببينيم كه او استدلال مىنمايد بعرش خود بقدرت حق تعالى و صحت نبوت من و مهتدى مىشود بطريق ايمان و توحيد يعنى چون ببيند نزد من عرش خود را كه در خانه مقفله خود گذاشته بود حراس بر آن موكل گردانيده ايمان آرد بخدا و بپيغمبرى من و يا با وجود اين معجزه ظاهره، كفر خود اصرار نمايد و قول اول اظهر است بسوق كلام فَلَمَّا جاءَتْ پس آن هنگام كه آمد بلقيس نزد سليمان و تخت او پيش سليمان نهاده بود قِيلَ گفتند او را أَ هكَذا عَرْشُكِ آيا اين چنين است تخت تو يعنى بجهة زيادتى در امتحان عقل او بر سبيل تشبيه باو گفتند كه عرش تو مانند اينست