تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٠ - سوره القصص(٢٨) آيات ٨٠ تا ٨٨
نعلين وى بهتر از دوال نعلين صاحبش باشد در آيه تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ الى آخره داخلست و فضيل چون اين آيه خواندى گفتى ذهبت الامانى آرزوهاى باطل نيست گشت و در خبر است كه عمر ابن عبد العزيز اين آيه را تكرار ميكرد تا آنكه قبض روح او شد صاحب بحر آورده كه سراى رضا مر جماعتى راست كه از ارواح مقدسهاند يعنى پاك شدهاند از ادناس صفات نفسانيه كه در زمين بشريت طالب علو نباشند چون نفوس فراعنه و جبابره و فساد نجويند يعنى نظر را از غير حضرت عزت برداشته التفات به هيچ كس و بهيچ چيز ننمايند و عالم ملك و ملكوت را به تصرف مالك الملوك باز گذارند تا بملكيت و مالكيت هر تصرفى كه در كون خواهد كند و ايشان را بر آن زبان اعتراض نبود مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ هر كه بيايد بخصلت نيكو يا معرفتى بتوحيد يا طاعتى باخلاص يعنى اتيان نمايد باين در دنيا فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها پس مر او راست ثواب نيكوتر و بهتر از آن خصلت يا معرفت يا طاعت در آخرت ذاتا و قدرا و وصفا كه آن نعيم ابدى جنت است و تعظيم و تبجيل سرمدى وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ و هر كه بيايد ببدى چون شرك و تكذيب و غير آن و اقدام نمايد بآن فَلا يُجْزَى الَّذِينَ پس جزا داده نشوند آنان كه عَمِلُوا السَّيِّئاتِ كردند بديها را إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ مگر مثل آن چيزى كه بودند در دنيا كه عمل ميكردند ملخص معنى آنست كه ثواب حسنه بهتر از آن خواهد بود و پاداش سيئه بمثل آن و وضع مظهر يعنى الذين عملوا السيئات در موضع مضمر كه فلا يجزون است بجهة تهجين و تقبيح حال بدكاران است بتكرار اسناد سيئه بد ايشان و فايده اين صورت انزجار عقل است از ارتكاب سيئات و زيادتى تبعيض سيئات در قلوب مؤمنين و مؤمنات و حذف مضاف در ما كانوا يعملون كه آن مثل ما كانوا است و اقامت مضاف اليه در مقام آن بجهة مبالغه است در مماثلث و مقادير ثواب و عقاب بر وجه ضعف و مثل و وجه استحقاق آن جز خدا نداند آوردهاند كه چون حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله در وقت هجرت از مكه بمدينه ميرفتند بجحفه رسيد شوق جرم كعبه معظمه و آرزوى مولد آباى گرام او در خاطر مباركش ظاهر گشت جبرئيل آمد و گفت اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله خداى تعالى ترا سلام ميرساند و ميگويد اندوهگين مباش از مفارقت مكه كه من ترا با فتح و ظفر و اكرام و اعز از هر چه تمامتر بمكه در آورم و اين آيه بر او نازل ساخت كه إِنَّ الَّذِي فَرَضَ بدرستى كه آنكه فرض كرده است عَلَيْكَ الْقُرْآنَ بر تو تبليغ و تلاوت قرآن و عمل باو امر و نواهى آن لَرادُّكَ هر آينه باز گرداننده است ترا إِلى مَعادٍ بجاى باز گشت يعنى مكه و تنكير آن بجهة عظم شان آنست و بجهة غلبه شوق آن حضرت بآن و قهر و غلبه