مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - برداشت نادرست فخر رازی از « بالقوه » در کلام شیخ
دارای یک نوع است «تتالی آنات» است که باطل است [١]. اگر آنطور که شما میگویید لازمه حرکت خروج فرد از نوعی به نوعی است آناً فآناً، لازم میآید که وقتی جسم حرکت مقداری میکند در یک آن یک مقدار داشته باشد و در آنِ دیگر مقدار دیگر. در اینجا «آن» ظرف مقدار است نه زمان و به ناچار این «آن» ها باید وجودات مستقلی داشته باشند و در کنار یکدیگر قرار گیرند که همان تتالی آنات است که فخر رازی هم آن را محال میداند.
برداشت نادرست فخر رازی از « بالقوه » در کلام شیخ
فخر رازی سپس میگوید بوعلی در تعلیقات حرفی زده است که درست نیست.
بوعلی گفته است اینکه میگوییم شیء در هر آن دارای یک مقدار است، این مقادیر، بالقوه است نه بالفعل. فخر رازی پاسخ میدهد که «این مقادیر بالقوه است نه بالفعل» یعنی چه؟! میپرسیم آیا مقدار جسم تغییر میکند یا نه؟ اگر تغییر نمیکند، پس «بالقوه است» یعنی این مقادیر برایش فعلیت پیدا نکردهاند. پس هر جسم غیرنامی، بالقوه میتواند رشد پیدا کند. آیا بالقوه رشد کردن، حرکت در کم است؟ اما اگر بگویید این مقادیر، بالفعل است یعنی در این آن، این مقدار را دارد و در آنِ دیگر مقدار دیگر، پس مقادیر به دنبال هم در آنات متتالی پدید میآیند که گفتیم محال است.
پاسخ ایراد فخر رازی همان است که مرحوم آخوند قبلًا بیان کرد. شیء وقتی حرکت کمّی میکند دارای مقدار بالفعل نیست بلکه دارای مقدار بالقوه است، همان که در مورد ماهیت گفتیم. مقدار یعنی حد، یعنی کمیت محدود. مثلًا وقتی میگوییم امتداد یک شیء دو متر است، مقدار یعنی دو متر بودن. زمانی که شیء حرکت کمّی میکند «کمیت» دارد ولی «مقدار» ندارد یعنی کمیت متعین ندارد مگر بالقوه. بالقوه در اینجا یعنی در هر آن یک کمیت محدود از آن قابل انتزاع است و یا.
[١]. «تتالی آنات» را قبلًا توضیح دادیم. گفتیم زمان یک کمیت متصل است که برایش «آن» اعتبار میشود. این آن متفرع بر زمان و امری اعتباری است. «آن» معنای دیگری هم دارد که دروغ است و چنین چیزی وجود ندارد که به معنای قطعات کوچکی است که از کنار هم قرار گرفتن آنها زمان پیدا میشود. اگر این را قبول کنیم، زمان میشود مجموعی از آنات و نه یک امر متصل. این نظریهای است که مورد قبول حکما نیست و ادله زیادی بر امتناع آن اقامه شده است.