مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦ - شی ء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد
شیء حرکت میکند و از فردی به فردی، از صنفی به صنفی و یا از نوعی به نوعی حرکت میکند واقعاً اینطور نیست که افرادی، اصنافی و یا انواعی کنار یکدیگر قرار میگیرند و شیء در یک لحظه وارد یک نوع میشود و بعد فوراً آن را رها کند و وارد نوع دیگری میشود. ما در اینجا ماهیات چیده شده در کنار یکدیگر نداریم.
پس به یک معنا در اینجا «تبدل انواع» صورت میگیرد- که این غیر از تبدل انواعی است که امروزه گفته میشود- و هر حرکت اشتدادی یک نوع تبدل انواع است. اما تبدل انواع در اینجا اینطور نیست که انواع بالفعل در «آن» های مختلف داشته باشیم که یک نوع در این آن، فعلیت پیدا کند و معدوم شود و باز نوع دیگری پیدا شود و معدوم شود و همینطور. این میشود به صورت «انفصال» که اندکی قبل اشاره کردیم. اگر در اینجا انفصال بخواهد باشد دیگر حرکت نداریم.
قبلًا گفتیم که حرکت مجموع بودنها نیست که شیء در یک آن در یک حد مسافت وجود داشته باشد و در آنِ دیگر در حد دیگر مسافت، بلکه حرکت یک شدن مستمر است که این خود دو اعتبار دارد: یکی اعتبار حرکت توسطی، یعنی چنین اعتبار میشود که امری موجود است و استمرار دارد و حدودش تغییر میکند، و دیگر اعتبار حرکت قطعی، که البته درستتر است، یعنی یک وجود متصرم که آناً فآناً موجود و معدوم میشود. حرکت توسطی یک امر بسیط است و نقطه وار استمرار پیدا میکند و حرکت قطعی امری است متکمم و متجدد که دارای بعد است که علی الاتصال موجود و معدوم میشود و وجود و عدمش عین یکدیگر است به این معنا که حدوث آن عین بقای آن است و بقای آن عین حدوث آن است علی نحو الاتصال.
در این صورت جایگاه ماهیت کجاست؟ در هر آن، شیء قابلیت این را دارد که ماهیتی از آن انتزاع شود ولی نه به این معنا که آنی رخ میدهد که در آن «آن» شیء ماهیت بالفعل دارد. این نکته بسیار مهمی است که شیء در حالی که حرکت میکند بالفعل دارای هیچ ماهیتی نیست و تنها بالقوه دارای ماهیت است، یعنی اگر شیء در یک آن از حرکت بایستد ماهیتی بالفعل خواهد داشت. این درست مانند مسئله حد است. وقتی شیء در حرکت است حدی بالفعل ندارد ولی همینکه از حرکت میایستد برای شیء حد بالفعل حاصل میشود. مادام که شیء در مقولهای حرکت میکند- که آن مقوله همان مسافت است- بالفعل دارای هیچ ماهیتی نیست و تنها