مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢ - فصل ٢٩
دائمة [١] فلا بد لها من علة محیلة حادثة مثل نار تحیل الماء بأن تقرب منه أو یقرب هو منها بعد أن لم یکن [٢]، فالحرکة المکانیة أقدم من الکمیة و الکیفیة، لکنَّ المکانیة [٣] إما مستقیمة أو منعطفة [٤] أو راجعة [٥]، و المستقیمات لاتدوم علی اتصالها [٦] لتناهی الأبعاد المکانیة کلّها، و الأخیرتان [٧] غیرمتصلتین لتخلل السکون بین کل حرکتین متخالفتین جهة، و السکون لا یکون إلّافی الزمان [٨] لأنه قوة الحرکات کما مرَّ- و قوة الشیء لابد أن تکون متقدمة علیه زماناً [٩]- و الزمان یفتقر إلی حرکة حافظة له و هو لاینحفظ بحرکة متصرمة [١٠] بل بمایقبل الدوام التجدّدی الاتصالی، و الّتی تقبل هذا.
[١]. استحاله که حرکت کیفی است آن هم باز نیاز به علتی از خارج دارد یعنی احتیاج به نقل و انتقالی در علت خارجی دارد.[٢]. یعنی قبلًا نزدیک نبود، حالا نزدیک شد، پس به نقل و انتقال احتیاج است.[٣]. خود حرکت مکانیه باز از حرکت وضعیه تأخر دارد. پس نتیجه این شد که حرکت وضعیه از همه اقدم است.[٤]. مقصود از منعطف حرکت دوری نیست بلکه حرکت انحنایی است که بعد زاویه پیدا میکند. در اینجا اصطلاحی دارند که بعد هم خواهند گفت.[٥]. تقسیم مرحوم آخوند در اینجا تقسیم خیلی بجایی نیست و با حرفهای آینده خودشان نیز [سازگار نیست.] حرکت راجعه هم خودش نوعی حرکت مستقیمه است، یعنی شیئی که حرکت مستقیم میکند، اگر در همان مسیری که رفته برگردد، آن را حرکت راجعه میگویند.[٦]. حرکات مستقیم نمیتواند ادامه پیدا کند چون ابعاد متناهی است. امروز اصلًا قائل به حرکت مستقیم نیستند. هر حرکتی که ما آن را در حس مستقیم میدانیم میگویند در واقع یک حرکت منحنی است. کسانی که این حرف را میزنند ابعاد را غیرمتناهی نمیدانند. قدما هم که قائل به حرکت مستقیم بودند باز میگفتند چون ابعاد غیرمتناهی نیست به یک حدی که برسد [متوقف میشود.] مثلًا اگر ما سنگی را بالا بیندازیم و فرض کنیم از همه موانع هم رد شود بالاخره به جایی میرسد که دیگر مکان وجود ندارد و امکان ندارد بالا برود.[٧]. نه حرکت راجعه که روی خط مستقیم برمیگردد و نه حرکت منعطفه که روی خط منحنی برمیگردد هیچ کدام نمیتواند بدون تخلل سکون رخ دهد و یک حرکت باشد.
هر دو اینها مستلزم سکون است، روی قاعدهای که بعدها خواهند گفت.
[٨]. و سکون جز در زمان رخ نمیدهد چون سکون غیر از ثبات است؛ سکون یعنی قوه حرکت، و سکون را با ثبات نباید اشتباه کرد.[٩]. همین قدر که سکون باشد پای قوه در کار میآید و قبلًا گفتیم که قوه تقدم زمانی دارد بر فعلیت، پس سکون تقدم زمانی دارد بر حرکت، پس باید زمانی در کار باشد.[١٠]. از نظر قدمای قبل از مرحوم آخوند آن حرکت دائم حرکت وضعیه فلک است ولی ایشان حرکت دائم را حرکت جوهری میداند و لهذا برخی مطالب مطرح شده در اینجا مثل خیلی حرفهای دیگر مرحوم آخوند روی مبنای خود ایشان نیست.سؤال: در راجعه میتوان آن حرف را قبول کرد که سکون متخلل است ولی در منعطفه چگونه میتوان قبول کرد؟.
استاد: اینها به چنین فرقی قائل نیستند. میگویند وقتی که شیء در مسیر مستقیم حرکت میکند همین قدر که بخواهد تغییر جهت بدهد اعم از اینکه روی خطی که رفته بخواهد برگردد یا نه، بدون سکون امکان ندارد که برهانش در آینده خواهد آمد.