مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - تنها بعضی از اقسام کیف عرض است
به جوهر باشد چون وجود لغیره دارد. وجود لغیره داشتن مستلزم استقلال موجود دیگر است و لذا در مورد عرض میگوییم حالّ در محل مستغنی است یعنی استقلالی از خود ندارد و تمام استقلالش در غیر نهفته است و لهذا محال است که دو شیء نسبت به یکدیگر وجود لغیره داشته باشند. این مثل این است که بگوییم دو شیء علت و معلول یکدیگر باشند که تقدم شیء بر نفس لازم میآید. در باب عرض و موضوع هم همینطور است که اگر شیء عرض شد و موضوع داشت، دو نسبت مختلف حکمفرما میشود: عرض نیازمند به موضوع است و موضوع بینیاز از عرض. امکان ندارد که یک شیء نسبت به شیء دیگر هم بینیاز باشد و هم نیازمند.
نتیجه اینکه بر اساس فلسفه حسی عرض وجود دارد ولی وجود جوهر مشکوک است ولی بر اساس برهان فلسفی مطلب بر عکس است؛ وجود جوهر مسلّم است و وجود عرض مشکوک (مشکوک به این معنا که قطع نظر از برهان دیگر مشکوک است).
تنها بعضی از اقسام کیف عرض است
جریان دیگری بهطور تدریجی و بدون اینکه چندان توجهی به آن بشود، بعدها در میان خود فلاسفه پدید آمده است که بر اساس آن بسیاری از اعراض از عرض بودن خودشان استعفا دادند، یعنی دیگر به معنای ارسطویی عرض نیستند. یکی از آنها مقوله کمّ است.
در لابلای بحثهای گذشته هم اشاره کردیم که لااقل از زمان بوعلی این مطلب مسلّم شده است که کم، عرض تحلیلی جوهر است نه عرض خارجی. چنین نیست که واقعاً در خارج، جوهر ماهیتی داشته باشد و کم ماهیتی دیگر، جوهر وجودی داشته باشد و کم وجودی، و وجود کم در ظرف خارج بر وجود جوهر عارض شده باشد. به تعبیری که حاجی در مورد معقولات ثانیه به کار میبرد، چنین نیست که ظرف عروض و ظرف اتصاف، هر دو در خارج باشد، بلکه تفاوت جسم و کم یعنی تفاوت جسم طبیعی و جسم تعلیمی یک تفاوت اعتباری است. اگر جسم را لابشرط از تعین در نظر بگیریم جسم طبیعی است و اگر با تعین در نظر بگیریم جسم تعلیمی است؛ پس فرقشان به اعتبار میشود. حال که عروض کم بر جوهر در ظرف