مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٨ - تأملی در چهار نظریه فوق
نوع است و نوع تمام ذات فرد است ولی جنس و فصل که نسبت به نوع هر دو ذاتی هستند نسبت به یکدیگر عرضی هستند. جنس، جنس نوع است نه جنس فصل، فصل هم فصل نوع است نه فصل جنس و لهذا در باب فصل گفته میشود که فصل «مقوّم» نوع است یعنی ذاتی نوع است ولی «مقسّم» جنس است. پس این دلیلی که شما آوردهاید که چون سَیلان، ذاتی أین نیست پس أین، جنس سیلان نیست نادرست است.
مرحوم آخوند سپس میگوید از این چهار قول سه قول باطل شد پس قول چهارم اثبات میشود. قول چهارم این بود که معنای نسبت حرکت به مقوله این است که مقوله مسافت حرکت است و موضوع، آن چیزی است که مقوله قائم به آن است یعنی جسم. معنای حرکت در مقوله این است که جسم که موضوع حرکت است در هر آنی، نوعی از مقوله و یا صنفی از مقوله را دارد. مرحوم آخوند در اینجا فرد را ذکر نکرده ولی حاجی فرد را هم اضافه کرده است. یعنی معنای حرکت در أین این است که جسم در هر آن، نوع، صنف و یا فردی از أین را دارد، که در مورد نوع، صنف و فرد در اواخر همین جلسه بحث خواهیم کرد [١].
تأملی در چهار نظریه فوق
مسئله «نسبت حرکت به مقوله» از جمله مسائل بسیار اساسی است که باید خوب تحقیق شود و بدین جهت توضیح بیشتری در اینجا عرض میکنم. گفتیم در باب نسبت حرکت به مقوله یک قول این است که مقوله، موضوع حرکت است. مرحوم آخوند [٢] وقتی خواست این قول را رد کند از این راه وارد شد که «التسوّد لیس سواداً اشتدّ» به بیانی که گذشت. ما این دلیل را رد کرده، گفتیم این دلیل شبیه برهانی است که شیخ در رد حرکت جوهری آورده و خود مرحوم آخوند آن را رد کرده است. هیچ.
[١]. نکتهای را در اینجا باید یادآوری کنم و آن اینکه دأب مرحوم آخوند این است که در بسیاری از موارد مطلب را به گونهای بیان میکند که با مسلک قوم جور در بیاید و بسا هست که با مسلک خودش چندان جور در نمیآید. گاهی اشاره میکند که ما نظر دیگری در اینجا داریم ولی گاهی حتی این مقدار هم اشاره نمیکند. گاهی مطلبی میگوید که لازمه آن، چیزی است که نشان میدهد نظر خودش چیز دیگری است ولی گاهی این مقدار را هم نمیگوید.[٢]. گفتیم که بیشتر مطالبی که مرحوم آخوند در مورد اصل مطلب در اینجا آورده، از شفا است.