مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - ایراد فخر رازی در مورد مغایرت فاعل و قابل
چه مطلبی را ارائه میدهد؟ دلیل، به ما این مطلب را میرساند که در اشیاء چیزی وجود دارد که آن چیز قوه محض و قابلیت محض است. یک وقت کسی قائل به وجود ماده نمیشود. چنین کسی نه به ماده واحد قائل است و نه به ماده متکثر. اما اگر کسی قائل به وجود ماده شد باید ببیند برهانی که میگوید در همه اجسام ماده وجود دارد، چه چیزی را اثبات میکند؟ برهان اثبات میکند که در همه اشیاء چیزی وجود دارد که آن چیز هیچ هویتی جز قابلیت محض ندارد؛ جز استعداد محض هیچ فعلیتی ندارد.
تمام فعلیتش این است که قوه و امکان سایر اشیاء است که ما اگر برای آن بیش از این حیثیتی قائل بشویم آن دیگر ماده نمیشود، بلکه مجموعی از ماده و صورت میشود. چیزی که حیثیتش فقط حیثیت ماده باشد، قوه محض، استعداد محض و قابلیت محض است و فقط امکان پذیرش دارد. ماده آن چیزی است که به موجب آن، شیء میتواند بپذیرد و غیر از مناط پذیرش مناط هیچ چیز دیگری نیست. آن وقت شما (فخر رازی) میگویید شاید ماده منشأ حرکات گوناگون اشیاء مختلف باشد. اینجا این ماده شما حیثیتی غیر از حیثیت ماده بودن پیدا کرده است چون منشأ اختلاف حرکات شده است. پس ماده شما در واقع ماده نیست چیز دیگری است. وقتی ما ماده را اثبات کردیم به عنوان حقیقتی که «لا حقیقة لها الّا القابلیة، لا حقیقة لها الّا الاستعداد، لا حقیقة لها الّا أنها قوّة محضة» دیگر نمیتواند در اشیاء دو جور باشد. چیزی که حقیقتش قوه محض است دیگر تصور ندارد که در اشیاء، مختلف باشد.
بعد فخر رازی به برهان پنجم- که همان برهان قوه و فعل است- ایراد گرفته است.
این ایراد باز از آنجا ناشی شده است که او معنای قوه را آنچنان که باید درک نکرده است و لهذا دیگر بحثی از آن نمیکنیم.
ایراد فخر رازی در مورد مغایرت فاعل و قابل
فخر رازی در اینجا یک «ان قیل» را طرح کرده و خود جواب داده است. این «ان قیل» که به برهان پنجم برمیگردد میگوید ماده نمیتواند فاعل حرکت باشد چون ماده قابل است و شیء واحد نمیتواند هم فاعل باشد و هم قابل. فخر رازی در جواب میگوید این حرفها چیست که نمیشود شیء در آن واحد هم قابل و هم فاعل باشد؟! ماهیت برای لوازم خودش هم قابل است هم فاعل، مثل زوجیت برای