مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩ - اشکال و پاسخ درباره نحوه بقای ماده
موضوع در حرکت جوهری و ضرورت بقای موضوع در حرکت کمّی بیان میکنند.
موضوع در حرکت جوهری «ماده مع صورةٍ مّا» است چون ماده تشخصش به صورت است. قهراً «ماده مع صورةٍ مّا» یعنی «ماده مع تشخصٍ مّا» نه «ماده با تشخص بالخصوص». «ماده مع تشخصٍ مّا» یعنی ماده با تبدل صورت تغییر میکند.
در کون و فساد، شخصی از ماده در ضمن یک صورت، بود. این صورت، زایل شده و صورت دیگری پیدا میشود. این شخص دیگری است، چون اصلًا ماده از خودش تشخص ندارد و در تشخص تابع صورت است.
اشکال و پاسخ درباره نحوه بقای ماده
این فصلی که اینجا طرح شده است برای جواب به این اشکال است که شما خودتان در باب ماده و صورت معتقد هستید که ماده (البته ماده فلسفی یعنی هیولای اولی) حقیقتی است مبهم و لا متعین که تعینش به تعین صورت، و تشخصش به تشخص صورت است. پس بقاء و لابقاء ماده تابع صورت است. از طرف دیگر، شما خودتان اعتراف دارید که در حرکت جوهری و بیشتر در کون و فسادها، صورت زایل میشود و صورت دیگری جای آن را میگیرد. چون تشخصی که ماده با این صورت دارد تابع این صورت است، وقتی این صورت از بین میرود، تشخص این ماده هم از بین میرود. صورت دیگر که میآید، این ماده با تشخص دیگری و با هویت دیگری وجود پیدا میکند. پس اینکه میگویید ماده باقی است، چه چیزی باقی است؟ ماده با یک هویت رفته است و با هویت دیگری وجود پیدا کرده است. پس موضوع باقی مستمر کجاست؟.
جواب میدهند که ما هم نمیگوییم ماده با تشخصش به صورت یک امر عینی و یک امر شخصی باقی است بلکه میگوییم ماده به صورت یک امر مبهم و کلی باقی است.
ممکن است ایراد شود که اینکه ماده به صورت یک امر کلی باقی باشد دردی را دوا نمیکند چون شما میخواهید بگویید یک جزء [امر مرکب] باقی و ثابت است و جزء دیگر آن فانی یا متدرج الوجود است [و بنابراین اشکال بقای موضوع باقی میماند.].
مرحوم آخوند میگوید خیر، دردی را دوا میکند چون اصلًا ماده که جزء