مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٦ - تنبیه و توضیح
علی السواد الأصل و علی زیادة ولکن بحسب التحلیل فی العقل لا بحسب الخارج [١]. و من هذا یظهر أنّ السواد من أول اشتداده إلی منتهاه له هویة شخصیة واحدة یستکمل فی کل حین. و قولهم: إنّ الاشتداد یخرجه من نوعه إلی نوع آخر منه و إنّ له فی کل حد نوعاً آخر، لاینافی ما ذکرناه إذ وجود هذه الأنواع و امتیاز بعضها عن بعض هو بالقوة و بحسب العقل لا بحسب الخارج، إذ بحسب الخارج لایمکن تحقق نوعین متبائنین بالفصل [٢] موجودین بوجود واحد بالفعل.
قال بعضهم: «و بهذا یعلم أنّ النفس لیست بمزاج، فإنّ المزاج أمر سیال متجدد له فیما بین کل طرفین أنواع غیرمتناهیة بالقوة، و معنی بالقوة أنّ کل نوع فانه غیرمتمیز عما یلیه بالفعل کما أن النقط و الأجزاء فی المسافة غیرمتمیزة بالفعل، و کل إنسان یشعر من ذاته أمراً واحداً بالشخص غیرمتغیر و إن کان بمعنی الاتصال واحداً إلی انقضاء العمر».
أقول: هذا القائل کأنه وصل إلیه شیء من رائحة تجدد الذات فی الانسان حیث قال «و إن کان بمعنی الاتصال واحداً إلی انقضاء العمر» إذ الاتصال الزمانی لاینفک عن التبدل فی نفس ذلک المتصل، و ستعلم هذا فی مستأنف الکلام. ثم إنّ مغایرة النفس للمزاج لایحتاج إلی ما ذکر، فإنّ لها من قواطع البراهین ما وقع به الاستغناء عن ذلک.
تنبیه و توضیح
اعلم أنّ السواد مثلا کما أومأنا إلیه من أول اشتداده إلی النهایة له هویة واحدة اتصالیة [٣]، و له فی کل آن مفروض معنی نوعی آخر غیر ما له قبل و ما له.
[١]. چون مرتبه بعد، از مرتبه قبل شدیدتر است گویی اولی هست و چیزی به آن اضافه شده است، در صورتی که دومی از نو پیدا شده است ولی دومی چون کاملتر است میگوییم مشتمل بر اصل است.[٢]. در نسخه ما کلمه «بالفصل» را به «بالفعل» تبدیل کردهاند و اساساً «نوعین متباینین بالفصل» معنا ندارد. من احتمال میدهم که به همین صورت باشد یعنی به جای «بالفصل»، «بالفعل» بوده و کلمه «بالفعل» در آخر جمله زائد باشد.[٣]. این همان هویت قطعیه سواد است، زیرا گفتیم حرکت قطعی هویت اتصالی دارد و قهراً مافیه الحرکه هم که وجوداً عین حرکت است هویتی اتصالی دارد.