مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٠ - پاسخ اشکال میرزای جلوه
پاسخ اشکال میرزای جلوه
جواب امثال میرزای جلوه هم همین است. اینها در باب ربط متغیر به ثابت و ربط حادث به قدیم، به حرکت عرضی تمسک کرده میگویند هرچه شما در باب حرکت در جوهر میگویید که متحرک و حرکت در آنجا یک چیز است، ما در باب حرکت عرضی (حرکت وضعی فلک) میگوییم.
جواب این است که شما برای چیزی که وجود نفسی ندارد وجود نفسی فرض کردهاید. وقتی وجود چیزی وجود رابطی است به این معناست که تعلق و اضافه به موضوع عین وجودش است. در تشبیهی که کردیم گفتیم که در معانی حرفی، عدم استقلال، عین ذات معنای حرفی است، یعنی عین ماهیت آن است و همین قدر که آن را مستقل بدانیم، دیگر معنای حرفی نیست. معنای «مِن» در «سرت من البصرة الی الکوفة» معنای حرفی است ولی اگر بگوییم «الابتداء» ماهیت دیگری به جای آن در نظر گرفتهایم. در مورد وجود عرض و جوهر مطلب مشابهی صادق است. عرض و جوهر از نظر ماهیت مستقلند، یعنی هر دو معنای اسمی هستند ولی نحوه وجود آنها فرق میکند. نحوه وجود جوهر وجود مستقل است و نحوه وجود عرض وجود تعلقی است. تعلق به موضوع، عین وجود عرض است، نه اینکه عرض وجودی دارد و این وجود نسبتی با موضوع دارد. بنابراین نمیشود تعلق و ناعتیت را از عرض گرفت. پس اگر بخواهیم عرض را متحرک بدانیم، معنایش این است که جوهر در آن حرکت میکند. پس در حرکت در مقولات عرضی، موضوع واقعی یعنی آن که حرکت را قبول کرده است و متصف به آن است و منعوت به این نعت است خود جوهر است و لاغیر.
این بیان مطلب تا اینجا بود. اگر این مطالب را خوب نشکافیم بحثهای بعدی آنچنان که باید، روشن نخواهد شد. البته مسائل باب حرکت مثل مسائل الهیات تیغ دو دم نیست که اگر کسی آنها را درست نفهمید خطری ایجاد کند.