مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٦ - پاسخ به اشکال در مورد خیر بودن « شر بالقوه » از « شر بالفعل »
بازگشت هیولی به عدم است. پس شریت هیولای اولی و شریت قوه، بالذات است ولی خیریت قوه، بالعرض است.
پاسخ به اشکال در مورد خیر بودن « شر بالقوه » از « شر بالفعل »
حال باز میگردیم به آن اشکال که آیا «قوه شر» از «فعلیت شر» خیر است؟ آیا فعلیت یک شر نسبت به قوه آن شر، شر است؟ مرحوم آخوند میگوید اگر شما در اینجا هم تحلیل کنید میبینید که خیریت به فعلیت و وجود بر میگردد و شریت به عدم و قوه برمیگردد. شما به ظلم مثال زدید و گفتید قوه ظلم، خیر است از فعلیت ظلم.
در اینکه ظلم ظالم شر است بحثی نیست ولی میخواهیم بدانیم که شریت ظلم از کجا آمده است؟ مرحوم آخوند میگوید ظلم که [شر] است دو حیثیت دارد. [یکی این حیثیت که یک فعلیت است و دیگر این حیثیت که منشأ نفی کمال میشود. ظلم از آن جهت که فعلیت است شر نیست.] آیا قوه و نیرو داشتن ظالم شر است؟ اراده داشتن ظالم شر است؟ برندگی تیغ ظالم شر است؟ ظلم از هیچ یک از این جهات شر نیست. پس شریت آن از چیست؟.
شریت ظلم از آن جهت است که این قوه و نیرو و این اراده و این برندگی، منشأ نفی حیات- که یک کمال و فعلیت است- از موجود دیگر میشود؛ یعنی شریتِ خود را به واسطه منشأیتش برای عدم دارد. فعلیت شر از آن جهت شر است که منشأ عدم است. این قوه شر که شما میگویید از فعلیت شر، خیر است، در واقع عدم آن عدم است. پس «قوه شر از فعلیت شر خیر است»، یعنی «عدم آن عدم از خود آن عدم خیر است» و «عدمِ عدم» میشود وجود. هر عدمی از «عدمِ عدم» شر است، چون «عدمِ عدم» خیر است. پس در نهایت به این بر میگردد که وجود از عدم خیر است.
پس باز هم وقتی که ما تحلیل میکنیم میبینیم که در همین مثالی هم که شما مطرح کردید، در آخر کار، شریت به قوه باز میگردد و خیریت به وجود [١].
[١]. سؤال: آیا منشأیت عدم، هم امری وجودی است و هم شر؟.
استاد: منشأیت عدم، بالذات خودش خیر است، چون منشأیت، بالذات فعلیت است. ولی منشأیت عدم به خاطر عدم به شریت متصف میشود.