مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥ - آیا حرکت توسطی لازمه حرکت قطعی است؟
یا وجود ندارد و وجودش عین وجود افراد است. این را هم میدانیم که فلاسفه ثابت کردهاند که کلی طبیعی کلی نیست، همچنان که جزئی هم نیست. کلی طبیعی یعنی آن طبیعت لابشرط از کلیت و جزئیت که به عقیده فلاسفه در خارج به عین وجود افراد موجود است. اگر افراد کلی طبیعی از یکدیگر منفصل باشند مثل چند انسان، در این صورت بقای کلی تابع بقای هر فرد بهطور جداگانه است. اگر سه انسان داریم به نامهای زید و عمرو و بکر، وقتی زید از بین میرود انسان از بین رفته است ولی در واقع «انسانی» از بین رفته است و انسانهایی باقی هستند. فرد دیگر که از بین برود باز همینطور است.
حال برویم سراغ کلیهایی که هم کل مصداق کلی است و هم جزء مصداق آن است مثل زمان. آیا زمان که علی الاتصال و به صورت یک واحد متصل میگذرد کلی طبیعی آن چه حالتی دارد؟ از نظر فرد اگر در نظر بگیریم، میگوییم فرد یک امر ممتدی است که مرتبهای از آن به وجود میآید و مرتبهای از آن از بین میرود و مجموع مراتبش هم یک واحد ممتد را به وجود آورده است. آیا مصداق کلی طبیعی فقط همین کل است و اجزاء مصداق نیستند؟ اگر اینطور باشد از آنجا که کلی طبیعی حکمی جدای از مصداق ندارد، پس همانطور که مصداق آن یک امر متصل ممتد است، خود کلی طبیعی هم یک امر متصل ممتد است.
ولی ممکن است در اینجا یک حرف دیگری بگوییم. گفتیم در این گونه موارد همانطور که کل مصداق کلی طبیعی است اجزاء هم مصداق آن هستند. پس به یک اعتبار مصداق کلی طبیعی کل است و به اعتبار دیگر مصداقهای غیر متناهی دارد که همان اجزای این کل هستند. مرحوم آخوند میگوید به اعتبار اجزای این کل میتوانیم بگوییم که کلی طبیعی با جزء اول آناً حادث شد و چون این اجزاء علی الاتصال موجود و معدوم میشوند بدون اینکه فاصلی میان آنها باشد، مستمراً بقا دارد. این میشود حرکت توسطی.
پس در باب حرکت به عقیده مرحوم آخوند، هم میتوانیم بگوییم وجودی داریم ممتد به امتداد زمان و قابل انقسام که آن وجود ممتد دائماً در حال به وجود آمدن و فانی شدن است (اعتبار حرکت قطعی) و هم میتوانیم بگوییم که یک امر آنی الحدوث و مستمرالبقاء داریم به اعتبار اینکه هر مرتبه از مراتب این امر متصل مصداق آن کلی است. به این اعتبار میتوانیم بگوییم که این کلی با پیدایش مرتبه