مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣ - حرکت، نوعی جامع اضداد
پس شیء در حال حرکت هیچ ماهیت بالفعلی ندارد و بنابراین نمیتوانیم بگوییم داخل در کدام نوع است چون توقف ندارد. البته هر جا که شیء متوقف شود دارای یک ماهیت بالفعلِ ثابت میشود، ولی مادام که در حرکت است تنها ماهیات بالقوه غیرمتناهی قابل انتزاعند. «قابل انتزاعند» یعنی ذهن در عالم خودش شیء در حال حرکت را متوقف فرض میکند و بعد ماهیتی انتزاع میکند. این مانند آن است که در مورد جسم در حال حرکت میگوییم این جسم در این نقطه چنین است در حالی که هیچ وقت در این نقطه نبوده است، زیرا دائماً سیلان داشته و در حال عبور و گذشتن بوده است ولی ذهن بودنی در این نقطه برای جسم اعتبار میکند.
لازمه این مطلب بسیار عالی که شیء در حال حرکت ماهیت ندارد این است که در طبیعت، شیء ثابت وجود ندارد و همه چیز در جریان است. پس ما در طبیعت هیچ چیزی که دارای ماهیت بالفعل و ثابت باشد نداریم. هر ماهیتی که برای یک شیء انتزاع کنیم آنِ بعد از آن ماهیت گذشته و به ماهیت دیگری وارد شده است.
البته مرحوم آخوند به این تعبیر درباره طبیعت بحث نکرده ولی لازمه حرف ایشان همین است. ایشان بهطور خاص در مورد انسان این را گفته است ولی این مطلب قابل تعمیم به جاهای دیگر است، البته با ملاحظه اختلاف خاصی که میان انسان و سایر موجودات وجود دارد. آن اختلاف همان است که مرحوم آخوند در باب انسان بدان تصریح میکند؛ اینکه انسان نوع واحد نیست و هر فردی از انسان یک نوع است و بلکه هر فرد در هر آنی داخل در یک نوع است. پس اگر میگوییم انسان نوع است در واقع اینطور نیست؛ انسان جنس است نه نوع. هر چیزی را بخواهیم نوع بگیریم در واقع نوع واقعی نیست زیرا باید آن را ثابت فرض کنیم. این هم مطلبی که در اینجا مرحوم آخوند بیان نکرده و در جای دیگر ذکر کرده است.
حرکت، نوعی جامع اضداد
آخرین مطلب از سه مطلبی که مرحوم آخوند در اینجا بیان میکند درباره ویژگی خاص حرکت است. آیا شیء در حال حرکت باقی است یا باقی نیست؟ واحد است یا کثیر؟ بالقوه است یا بالفعل؟ من مطلب را به بیان دیگری میگویم بعد بیان مرحوم آخوند را عرض میکنم.
در گذشته گفتیم حرکت دو اعتبار دارد، اعتبار توسط و اعتبار قطع. حرکت به