مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦ - غایت در حرکت مستقیم و حرکت دوری
با نظریات امروز این مسئله را چگونه باید حل کرد؟ در باب حرکات مستقیم و غیر مستقیم که در آینده خواهد آمد در این باره بحث میکنیم.
حال برویم سراغ حرکت دوری. در قدیم برای حرکت دوری به «حرکت فلک» مثال میزدند که البته حرکت دوری فلک هم گاهی دور کامل نبود. اما امروز مثالهای فراوانی میتوان پیدا کرد مثل حرکات منظومههای شمسی و یا حرکات داخل ذرات که حرکت دوری است.
حرکت دوری را چگونه توجیه میکنیم و غایت آن چیست؟ شیء از یک نقطه شروع به حرکت میکند و باز به همان نقطه میرسد که جز سرگشتگی هیچ معنایی ندارد و شیء نمیتواند متوجه به سوی چیزی باشد، چون دائماً در یک مدار بسته حرکت میکند. اینها معتقدند طبیعت غیر شاعر، محال است حرکت [غیر مرکبِ] [١] طبیعی دوری داشته باشد. این معنایش این است که هرجا حرکت دوری داشته باشیم، یا حرکت، طبیعی نیست و از روی شعور و ادراک است (آنچنان که در باب فلک قائلند) و یا اگر طبیعی است، محصول یک قوه نیست، بلکه محصول دو قوه متخالف و متضاد است. محال است یک قوه، مثلًا یک قوه جاذبه به تنهایی اقتضایش این باشد که زمین به دور خورشید بگردد. قوای متخالفِ جذب و دفع باعث میشود شیء حرکت دوری انجام بدهد [٢]. این آقایان این چنین میگویند و این خلاف و ضد آنچه امروزه در علم جدید میگویند نیست. طبیعت واحد و قوه واحد به اقتضای واحد محال است که حرکت دوری ایجاد کند، حال این حرکت دایرهای باشد یا بیضوی یا هر حرکت دوری دیگر. پس حرکت دوری یا باید «شعوری» باشد و یا «حرکت مرکب طبیعی».
ممکن است گفته شود که اگر حرکت، شعوری هم بخواهد باشد، باز غایت ندارد، چون وقتی جسم شاعری مثل فلک (به عقیده قدما) میگردد، به هر نقطهای که میرسد از آن میگذرد. جواب میدهند که برای یک وجود شاعر «تجدد احوال» پیدا میشود. کودکی که دور خودش میچرخد، هر مقدار حرکتی که انجام میدهد همان برایش هدف است و هر حرکت برای او حالتی را تجدید میکند. هر مرتبهای.
[١]. [این اصطلاح اندکی بعد میآید.][٢]. سؤال: در علم امروز میگویند خود «قوّه گریز از مرکز» محصول حرکت دوری است.
استاد: صحبت در این است که خود حرکت دوری محصول چیست.