مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - ایراد وجیه علامه طباطبایی
ایراد وجیه علامه طباطبایی
اینجا باز آقای طباطبایی ایراد خوب و صحیحی گرفتهاند. البته به این عبارت که من عرض میکنم نگفتهاند ولی مقصودشان این است که میان «مقوله مضاف» و اضافه به معنای مطلق «نسبت»، فرق است. گاهی میگوییم اضافه، و مقصود، اضافه مقولی است یعنی آن اضافهای که حکما آن را یکی از مقولات دهگانه دانستهاند. آن اضافه، اضافه متکرر الطرفین است. در مورد اضافه مقولی این حرف شما درست است که تکرر طرفین [و نیاز داشتن به دو طرف] مربوط به عالم ذهن است.
اما بحث ما درباره اضافه به معنای نسبت است. وقتی میگوییم «زید قائم»، میان زید و قیام نسبتی هست که کسی آن را از مقوله اضافه نمیداند. ولی به معنای دیگری در اینجا اضافه هست، چون نسبت هست. نسبت، رابط است و رابط، دو طرف میخواهد. بله، اگر نسبت در ذهن باشد، دو طرف نسبت هم باید در ذهن باشد ولی اگر در خارج باشد، دو طرف نسبت هم باید در خارج باشد. اگر دو طرفْ اعتباری است، نسبت هم اعتباری است و اگر دو طرف عینی است، نسبت هم عینی است؛ اگر دو طرف بالقوه است نسبت هم بالقوه است و اگر بالفعل است نسبت هم بالفعل است. بنابراین وقتی [در بحث امکان استعدادی] میگوییم یک شیء خارجی با شیئی که معدوم است در خارج نسبت دارد، چه معنایی دارد که حال با آینده ارتباط داشته باشد؟.
مرحوم آخوند اصل این نظر آقای طباطبایی را قبول دارند و در واقع ایراد آقای طباطبایی با استفاده از نظرات خود مرحوم آخوند بیان شده است ولی به هر حال ایراد آقای طباطبایی وارد است.
ایشان در ادامه میگویند لازمه اثبات امکان استعدادی این است که ما گسستگی میان گذشته و حال یا حال و آینده را از میان میبریم. امکان استعدادی یعنی یک رابط میان حال و آینده و میان گذشته و حال که آنها را به هم پیوند داده است و قهراً نوعی اتحاد میان اینها برقرار است. آنوقت این سؤال پیش میآید که امکان استعدادی چطور میتواند میان دو چیزی که یکی از آنها وجود ندارد پیوند و اتصال برقرار کند و آنها را با یکدیگر متحد کند؟ پس از اساس باید فکر دیگری کرد.
آنوقت خود آقای طباطبایی بیان دیگری دارند که اگر مقتضی شد در جلسه بعد آن