مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٥ - نظر خاص علامه طباطبایی درباره « حرکت در حرکت »
برهان مرحوم آخوند بر استحاله « حرکت در حرکت »
مطلبی که در آخر جلسه گذشته توضیح دادم برای این بود که مفهوم این استدلال روشن شود. گفتیم معنای حرکت در یک چیز این است که آن چیز- که «ما فیه الحرکه» است- به گونهای باشد که «للمتحرک فی کل آن فرد منه بالقوه» و روی «بالقوه» تأکید کردیم. پس «ما فیه الحرکه» باید چیزی باشد که بالقوه بتواند فرد آنی داشته باشد یعنی فردی که بتواند در «آن» وجود پیدا کند. أن یفعل یا أن ینفعل هیچ کدام نمیتواند در «آن» وجود داشته باشد چون تدریج یعنی چیزی که هر فردش باید در زمان وجود پیدا کند. حرکت امری است ممتد و منطبق بر زمان. تنها حد حرکت منطبق بر «آن» است نه خود حرکت. نمیشود حرکت که اول و وسط و آخر دارد در «آن» وجود پیدا کند که نه اول دارد، نه وسط و نه آخر. اگر بخواهد حرکت در حرکت صورت بگیرد معنایش این است که «للمتحرک فی کل آن فرد من الحرکة» در حالی که متحرک نمیتواند در «آن»، فردی از امری داشته باشد که لازمه طبیعت آن امر، زمان است.
مرحوم آخوند همچنین میگوید لازمه حرکت در حرکت «تدریج در تدریج» است. لازمه حرکت در شیء این است که خروج ولو بالقوه از فردی به فرد دیگر و باز از فردی به فرد دیگر صورت گیرد. آیا خود تدریج، دفعی الوجود است یا تدریجی الوجود؟ تدریج، در تدریج بودن خودش دیگر تدریجی نیست. این همان بحث ثابت و متغیری است که در گذشته اشاره کردیم. گفتیم موجود تقسیم میشود به ثابت و متغیر. متغیر در نسبتش به اشیاء دیگر مثلًا نسبت به مقولات متغیر است، اما متغیر در تغیر خودش ثابت است. امر تدریجی، تدریجی است در آن چیزی که حرکت در آن هست. أین است که وجود تدریجی دارد، اما خود تدریج که وجود تدریجی ندارد. وجود امر تدریجی، نسبت به خودش دفعی است. پس حرکت در حرکت امری است محال.
نظر خاص علامه طباطبایی درباره « حرکت در حرکت »
در اینجا آقای طباطبایی ابتدا نظر مرحوم آخوند را به خوبی تقریر میکنند و بعد نظر