مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٢ - حرکت جوهری در آیات قرآن
خارج میشود؟ در آنجا این مطلب را که مسئله مهم و لازمی است- و باز در بحث ربط حادث به قدیم تکرار خواهیم کرد- مطرح کردیم که اگر حرکت، جوهری باشد هم متحرک جوهر است و هم ما فیه الحرکه. در آنجا مسلّماً آنچه از قوه به فعل خارج میشود خود جوهر است. در وقتی که حرکت در اعراض باشد چطور؟ وقتی که مثلًا جسم، در أین یا کیف حرکت میکند، آیا آن چیزی که از قوه به فعل خارج میشود موضوع است؟ یعنی آیا جسم است که تدریجاً از قوه به فعل خارج میشود به این معنا که جسم میتواند در این مکان یا در آن مکان باشد و بودن جسم در این مکان و آن مکان است که به فعلیت میرسد؟ یا خود مقوله است که تدریجاً از قوه به فعل میرسد، یعنی أین بالقوه به أین بالفعل و کیف بالقوه به کیف بالفعل تبدیل میشود؟.
در آنجا عرض کردیم که ایندو در واقع به یک مطلب برمیگردد، برای اینکه در مورد عرض، وجود فی نفسه عین وجود لغیره است. بنابراین در آنِ واحد هم أین از قوه به فعل خارج میشود و هم جسم در أین و در تأین خودش از قوه به فعل خارج میشود ولی اینها دو چیز نیست. أین، وجود مستقل از جسم ندارد؛ وجود أین عین وجودش برای جسم است. پس چه اینطور تعبیر کنیم که جسم است که از قوه به فعل خارج میشود و چه اینطور تعبیر کنیم که خود آن مقوله است که از قوه به فعل خارج میشود، هر دو صحیح است و در واقع یک امر را دو گونه اعتبار کردهایم.
بنابراین اگر مرحوم آخوند از این جهت «ما به التجدد» را به دو معنا به کار برده باشد در واقع اختلافی در اینجا نیست.
بعد مرحوم آخوند تعبیر دیگری دارد که آن تعبیر شاید با این هم سازگار نباشد و مقداری مسامحه در بر داشته باشد که هنگام تطبیق عرض میکنیم. در اینجا بحث «ثالثاً» تمام شد و اثبات گردید که اصلًا حرکت یک امر نسبی و انتزاعی است.
حرکت جوهری در آیات قرآن
اما رابعاً یا وجه چهارم در نفی استبعاد از حرکت جوهری. مرحوم آخوند میگوید این سخن شما که قول به حرکت جوهری قولی است که «لم یقل به احد من الحکماء» کذب و ظلم است زیرا خدای کریم که «اصدق الحکماء» است در قرآن این مطلب را گفته است. بعد ایشان چند آیه از آیات قرآن را طبق برداشت خودشان به دنبال هم ذکر میکنند، از جمله آیه معروفی که در ذیل آیات مربوط به قیامت آمده است. البته