مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣ - استدلال شیخ بر نفی حرکت قطعیه در خارج
یک مکعب چنان در دید ما قرار گیرد که آن را به صورت نقطه ببینیم. در این صورت ما یک خط را به صورت رأس زاویه میبینیم. البته نقطه در مثال اخیر، نقطه واقعی نیست چون نقطه واقعی بیبعد است.
در باب حرکت، هم به آن معنا حرکت میگویند و هم به این معنا، ولی بحث این است که آیا آن که در خارج وجود دارد آن معنای نقطهای است و معنای خطی ساخته ذهن ماست یا آن که در خارج وجود دارد آن معنای خطی است و معنای نقطهای ساخته ذهن ماست.
در کلام شیخ در اینکه یکی از ایندو را ذهن ما میسازد تقریباً بحثی نیست. جسم که حرکت میکند و مثلًا یک کبوتر از روی این دیوار به روی آن دیوار میرود یک وقت میگوییم این حرکت یک امر متصل ممتد و یک حقیقت کششدار است که یک نهایتش این دیوار است و نهایت دیگرش آن دیوار دیگر. این حرکت که کبوتر از این دیوار تا آن دیوار رفت و یک ثانیه طول کشید، یک امتداد به امتداد مسافت دارد و یک امتداد دیگر به امتداد زمان. این یک ثانیه خودش یک کششی است: از اولِ یک ثانیه تا آخر یک ثانیه. شیخ میگوید حرکت به معنای یک امر متصل ممتد، امری است معقول، یعنی امری است ذهنی نه خارجی. از آنجا که کلام شیخ در اینجا دو جزء دارد یکی اینکه حرکت به معنای امر متصل در خارج وجود ندارد و دیگر اینکه در ذهن وجود دارد، برای هر دو، دلیل آورده است.
استدلال شیخ بر نفی حرکت قطعیه در خارج
اما اینکه حرکت قطعیه در خارج وجود ندارد به این دلیل است که وقتی شیء مثلًا به حرکت مکانی حرکت میکند و مکانی را ترک میکند، مادامی که شیء در حرکت است و اشتغال به حرکت دارد، هنوز حرکت تماماً وجود پیدا نکرده است، چون هنوز قسمتی از آن باقی مانده است و وقتی آن آخرین جزء حرکت، وجود پیدا میکند در آن وقت هیچ چیزی وجود ندارد. پس حرکت نمیتواند به صورت یک امر متصل و ممتد در خارج وجود داشته باشد. شیء وقتی که مشغول حرکت است قسمتی از حرکت را انجام داده و قسمتی را هنوز انجام نداده است. آن قسمتی را که انجام داده الآن معدوم است و قسمتی را هم که انجام نداده معدوم است. پس این امر متصل ممتد کجاست؟ پس نمیتوانیم بگوییم حرکت به این معنا در خارج وجود