مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - برهان وسط و طرف
که این متحرک محرکی دارد که قهراً باید همراه خودش باشد که آن محرک هم مانند خودش متحرک است. آن محرک هم یا مانند خودش طبیعی است و در طبیعت است یا در طبیعت نیست. اگر در طبیعت باشد باز آن هم مانند این متحرک، متحرک است و چون در طبیعت است محرک میخواهد. آن محرک هم یا در طبیعت است یا در طبیعت نیست. اگر در طبیعت باشد خود این محرک هم متحرک است، پس محرکی دارد. سخن این است که در نهایت، امر باید منتهی به محرکی شود که غیرمتحرک باشد. اسم آن را «محرک عقلی» یا «محرک اول» میگذاریم.
فرض مقابل این است که این متحرک، یک محرک متحرک داشته باشد، آن هم یک محرک متحرک داشته باشد الی غیرالنهایه؛ یعنی سلسله محرکهایی که متحرک هم هستند غیرمتناهی باشد. این همان تسلسل علل است ولی در باب حرکت. این فرض به سبب امتناع تسلسل محال است.
برهان وسط و طرف
گفتیم برای امتناع تسلسل براهین زیادی اقامه شده است و مرحوم آخوند بیش از ده برهان را در باب علت و معلول اسفار جمع کرده است. یکی از آن براهین همین برهان وسط و طرف است که در آنجا به تفصیل بیان کرده و در اینجا به اشاره ذکر میکند. حال ما میخواهیم این برهان وسط و طرف را بیان کنیم. گفتیم این برهان از خود ارسطو به ما رسیده است منتها برهان ارسطو جامع نبوده و در بیان بوعلی جامعیت یافته است، یعنی بوعلی خوب اطرافش را جمع کرده و با بیان بوعلی است که برهان، برهان تمامی میشود.
برهان این است: فرض کنیم ما یک متحرک اخیر داشته باشیم و این متحرک محرکی داشته باشد که آن محرک هم متحرک است. حال فرض میکنیم آن سومی که محرک دومی است خودش غیر متحرک است (اول متناهی فرض میکنیم). خصلت اولی این است که متحرک است و محرک نیست. خصلت سومی آن است که محرک است و متحرک نیست، ولی این امر وسطی ویژگیاش این است که متحرکی است که محرک است. به اوّلی که متحرک غیرمحرک است و در یک طرف واقع شده «طرف» میگوییم و سومی را هم که محرک غیرمتحرک است طرف مینامیم و به آن که محرک متحرک است میگوییم «وسط». حال اگر به جای سه تا چهارتا باشند یک