مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٠ - بحثی در یکی از مقدمات برهان دوم
خودش تقدم داشته باشد و تقدم شیء بر نفس پیش میآید و بنابراین ملاک «دور» در اینجا وجود دارد. اگر یک جسم بر جسم دیگری اثر بگذارد، این جسم از آن نظر که فاعل است بر آن جسم از آن نظر که منفعل است تقدم رتبی دارد و این مانعی ندارد چون دو موجودند. اما اگر جسم، خودش در خودش واقعاً فاعل باشد و موجِد بالاستقلال در خودش باشد لازم میآید خودش بر خودش تقدم داشته باشد.
بنابراین تکیه بیشتر مرحوم آخوند در این برهان بر مسئله لزوم تقدم شیء بر نفس است و این را حاجی جواب نداده است.
پس این برهان مرحوم آخوند را هم ما میتوانیم برهان تمامی بدانیم. ممکن است در بحثهای آینده، ما به این برهان عود کنیم چون این بحث که عرض از توابع وجود موضوع خودش است بعدها هم خواهد آمد [١].
بحثی در یکی از مقدمات برهان دوم
[٢].
در برهان دومی که مرحوم آخوند ذکر کرد و از راه تبعیت جوهر برای عرض وارد شد ایشان مطلبی را هم عنوان کرد که آن مطلب مورد اعتراض حاجی واقع شدگو اینکه ما به آن اعتراض جواب دادیم. آن مطلب این بود که در مقدمه آن برهان، مرحوم آخوند این بحث را پیش کشید که اساساً طبیعت علت حرکات و اعراضی نیست که در خود آن مادهای که طبیعت در آن ماده وجود دارد [پیدا میشود]، که در جلسه پیش بحث کردیم.
حال سؤال این است: آیا ما اساساً برای اقامه این برهان که از راه تبعیت عرض.
[١]. سؤال: آیا اختلاف فاعل و قابل اختلاف حیثی نیست؟.
استاد: حیثی است ولی اعتباری و حیثی محض نیست. ما قبلًا در باب اینکه حرکت احتیاج به محرک دارد گفتیم که قابل نمیتواند عین فاعل باشد. حتی همان جا هم این حرف را گفتیم که اگر شما میبینید یک شیء، خودش در خودش اثر میگذارد (کالطبیب یعالج نفسَه)، آن شیء از حیثی فاعل است و از حیثی قابل. ولی این حیثیت، اعتباری نیست، واقعی است، یعنی برای اینکه یک شیء هم فاعل باشد و هم قابل، در واقع و نفس الامر باید دارای دو حیثیت باشد؛ از حیثی فاعل باشد و از حیثی قابل. حال اینجا میگوید اگر بنا شود که طبیعت خودش در خودش اثر بگذارد لازم میآید که از حیث واحد خودش بر خودش تقدم داشته باشد.
[٢]. [این مطلب در اصل در جلسه چهل وچهارم بیان شده است ولی به جهت حفظ انسجام مطالب در اینجا آورده میشود.]