مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - برهان سوم
برهان دوم
برهان دوم این است که اگر ذات جسم علت حرکت باشد، اجتماع اجزاء حرکت لازم میآید؛ یعنی لازم میآید که اجزاء حرکت نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر نداشته باشند و حرکت مجتمعة الاجزاء باشد و اول و وسط و آخرش همزمان باشند که لازمهاش این است که حرکت، حرکت نباشد. چرا؟ برای اینکه ذات جسم، ثابت است و این در محل خودش ثابت شده است که «علة الثابت ثابت و علة المتغیر متغیر».
اگر معلول متغیر باشد علت باید متغیر باشد و اگر معلول ثابت باشد علت هم باید ثابت باشد. محال است که معلول متغیر باشد و علت ثابت و یا برعکس. ما بعد در بحث در مورد ادلهای که مرحوم آخوند بر حرکت جوهری اقامه میکنند به تفصیل درباره این اصل بحث خواهیم کرد. فعلًا به اجمال براهین موروث از حکما را نقل میکنیم.
برهان سوم
این برهان از اصل دیگری سرچشمه میگیرد که آن هم در آینده بررسی خواهد شد و در واقع درباره همه این براهین در آینده بحث خواهیم کرد. در یکی از جلسات گذشته عرض کردیم که حرکت کمیت است ولی یک کمیت جهتدار است، یعنی به سوی جهتی است. «به سوی جهت است» به معنی این است که هر حرکتی غایتی دارد، که این از بحثهای مهم باب حرکت است. در تعریف حرکت گفتیم «الحرکة کمال اول لما بالقوة من حیث إنه بالقوة». ماهیت حرکت این است که وقتی شیء میخواهد یک کمال ثانوی پیدا کند حرکت، کمال اول آن کمال ثانوی است، یعنی حرکت طلب و تلاش به سوی یک مطلوب است که آن مطلوب در واقع یک امر ملایم ذات شیء است که لازمهاش این است که با وصول به آن مطلوب، حرکت منقضی میشود. آیا حرکت که ماهیتش طلب است میتواند بدون مطلوب باشد؟ حکمای ما معتقدند