مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - تدریج در تدریج محال است
بخواهد تدریجاً حرکت کند، پس نفس تلبس آن به حرکت یک امر تدریجی است. وقتی میگوییم «شیء تدریجاً مسافتی را طی میکند» یعنی بعضی از مسافت را طی کرده و بعضی از مسافت را طی نکرده است؛ به همین منوال وقتی میگوییم «شیء تدریجاً دارد حرکت میکند» یعنی هم حرکت کرده و هم حرکت نکرده است و به تعبیر دیگر هنوز این شیء کاملًا حرکت نکرده و راه نیفتاده است. پس وقتی میگوییم یک شیء تدریجاً حرکت میکند خود راه افتادن را تبعیض کردهایم و این ملازم با این است که مادامی که این تدریج باقی است ذرهای از مسافت طی نشود، زیرا اگر ذرهای از مسافت را طی کند، بهطور کامل به حرکت متلبس شده است.
این است که ایشان میگوید لازمه تدریج در تدریج در یک شیء، امعان در آن شیء است. اگر بگوییم شیء مسافت را تدریجاً طی میکند، معنایش امعان در مسافت نیست، معنایش این است که این مسافت را آناً فآناً طی میکند. اما اگر بگوییم که این شیء تدریجاً حرکت میکند، به این معنا که پیدایش حرکت آن، امری تدریجی است و مثلًا یک ساعت است که مشغول به حرکت در حرکت است، لازمهاش این است که در همان حالت اولیهای که از نظر مسافت بوده باقی بماند.
پس شیء حرکت نکرده است و بنابراین حرکت در حرکت هم صورت نگرفته است.
این هم بیان دوم.
حال میپردازیم به بیان یا جهت سومی که مرحوم آخوند ذکر کرده است. در اینجا ایشان مطلبی میگوید که چنانکه عرض کردم عبارت ابهام دارد و روشن نیست که آیا دنباله حرف پیش است و یا امری است علی حده. فرض کنیم آن مقوله أن یفعل تسخین است. تسخین یعنی گرم کردن تدریجی و تسخّن به معنای گرم شدن تدریجی است، همچنان که تبرید یعنی سرد کردن تدریجی و تبرّد به معنای سرد شدن تدریجی است. وقتی ما شیئی را گرم میکنیم مثلًا آب را به وسیله آتش گرم میکنیم درجه حرارت آن تدریجاً بالا میرود. اگر تسخین، یعنی این تدریج در گرم کردن بخواهد خودش تدریجی باشد، یعنی مثلًا آتش «تدریجاً» دارد «تدریجاً» گرم میکند، لازمهاش این است که این حرکت به سوی تبرید باشد نه به سوی تسخین و حال آنکه حقیقت تسخین این است که این شیء تدریجاً گرم شود، یعنی درجه حرارتش تدریجاً بالا برود. پس اگر تسخین (تدریجاً پیدا شدن گرما) تدریجی باشد، لازمهاش این است که این حرکت کیفی به جای سخونت به سوی