مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧ - راه ابطال نظریه اول
جوهر حرکت کند، آن امر حافظ وحدت انواع «ما فیه الحرکه» بود. شیخ اضافه میکند که اگر حرکت بخواهد در جوهر واقع شود آیا خود جوهر متحرک، باقی است یا باقی نیست؟ اگر باقی نیست پس جوهر حرکت نکرده است و اگر باقی است آن امر حادث چیست؟ صفتی از صفات جوهر است؟ اگر چنین است پس حرکت، در جوهر نیست در صفات جوهر است. اگر بگویید حرکت در خود جوهر است پاسخ شیخ این است که معنا ندارد که شیء در خودش حرکت کند چرا که معنایش این است که ماهیت دیگری به جای این ماهیت بیاید. مرحوم آخوند جواب میدهد که این فکر شما اصالت ماهیتی است. بنا بر اصالت وجود این ایراد وارد نیست، به تفصیلی که بعد خواهد آمد [١].
پس ما این ایراد را از خود مرحوم آخوند گرفتیم و به خودش وارد کردیم. ایشان بعد از اینکه سه نظریه از چهار نظریه را باطل میکند، میگوید پس نظریه چهارم درست است و دیگر برای نظریه چهارم دلیل خاصی نمیآورد. با ایرادی که مطرح کردیم نظریه اول هنوز ابطال نشده است ولی میتوان آن را از راه دیگری ابطال کرد.
راه ابطال نظریه اول
مرحوم حاجی در حواشی خود در باب ربط حادث به قدیم مطلبی گفته است که کم و بیش همان است که ما اینجا میخواهیم بگوییم ولی متأسفانه در اینجا این مطلب را بیان نکرده است. آن مطلب این است که دلیل اینکه مقوله خودش نمیتواند موضوع باشد این است که اگر معنای حرکت در أین، این باشد که خود أین متحرک و متجدد است در اینجا دیگر در واقع و نفس الامر، قابل و مقبولی نداریم؛ یعنی این طور نیست که چیزی چیز دیگری را قبول کند. به تعبیری که از مرحوم آخوند داشتیم دیگر حرکت، صفت عارضی أین نخواهد بود بلکه صفت ذاتی أین خواهد بود، یعنی همان مطلبی که ایشان در مورد حرکت جوهری میگفت که در آنجا حرکت صفت ذاتی مقوله است.
حق این بود که مرحوم آخوند از ابتدا از همین راه وارد میشد و میگفت آنجا.
[١]. [به مباحث مربوط به فصل ٢٤ در همین کتاب مراجعه شود.]