مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٠ - اشکال مشترک در حرکت کمّی و حرکت جوهری
مینویسد که «إن أنعم الشیخ أدام اللَّه علوه باتمام الکلام ... کانت المنة اعظم» و از او میخواهد مطلب را تکمیل کند. شیخ در جواب مینویسد اگر بتوانم؛ یعنی نمیتوانم.
مرحوم آخوند میگوید پس معلوم میشود که شیخ از حل مسئله عاجز بوده است و این عجز از این جهت است که نمیتوانسته است بیان کند که موضوع در حرکت کمّی چیست.
اشکال مشترک در حرکت کمّی و حرکت جوهری
اشکالی که شیخ در آنجا گرفتار بوده است عین اشکالی است که در باب حرکت جوهری مطرح است. اگر اشکال حرکت جوهری حل شود، اشکال حرکت کمّی هم حل میشود.
شیخ که در باب حرکت جوهری در تصور موضوع دچار اشکال بوده، جبراً باید در باب حرکت کمّی هم دچار اشکال میشده است، چرا؟ این «چرا» را در این جلسه توضیح میدهم و بقیه مطلب را در جلسه آینده بحث خواهیم کرد.
گفتیم در حرکت در عرض تصور موضوع با اشکال مواجه نیست. موضوع جوهر است و مافیه الحرکه عرض است. پس در باب حرکت در کمّ هم نباید اشکالی وجود داشته باشد. پس شیخ علی القاعده باید اینطور میگفت که در حرکت کمی، موضوع خود جسم است و کمیت جسم هم مافیه الحرکه است. پس در ظاهر، موضوع خیلی روشن است. ولی در اینجا رازی هست که آن راز شیخ را دچار اشکال کرده است و آن این است که حرکت کمّی به گونهای است که بسیار شبیه حرکت جوهری است و بلکه شاید بعد بگوییم که حرکت کمّی اصلًا نوعی از حرکت جوهری است.
توضیح اینکه اگرچه فلاسفه کمیت را عرض برای جسم میدانند ولی پس از تحلیل دقیق به اینجا میرسند که کمیت، عرض تحلیلی است نه عرض عینی و خارجی. در عرض عینی و خارجی، معروض در خارج وجودی دارد و عرض هم در خارج وجودی دارد و این وجود خارجی عرض غیر از وجود خارجی معروض، و عارض بر جوهر است. مثلًا کیف، أین و وضع اینطور است. ولی کمیت، وجود مستقلی از وجود جسم ندارد تا بتوان گفت که جسم در خارج وجودی دارد و کمیت وجودی دارد و وجود کمّ عارض وجود جسم میشود. کمیت در خارج عین جسم