مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - توقف حرکت أینی بر حرکت وضعی
قدرت بر حرکات انتقالی به کلی سلب شود تخلخل و تکاثف هم رخ نمیدهد زیرا همیشه علت تخلخل یک امر حادث است. مثلًا حرارت ابتدا از شیء قابل تخلخل دور بوده و بعد به آن نزدیک شده و سبب انبساط آن میشود. نتیجه اینکه تمام حرکات کمّی متوقف بر حرکت انتقالی یعنی حرکت أینی و مکانی است.
توقف حرکت کیفی بر حرکت أینی
حرکت کیفی هم همینطور است یعنی بدون حرکت أینی هرگز تحقق پیدا نمیکند.
تا در ناحیه علتِ حرکات کیفی نقل و انتقالی رخ ندهد حرکت کیفی امکان ندارد.
یک شیء بیجهت تغییر نمیکند، و علت ولو علت معدّه باید به آن نزدیک شود تا تغییری در آن پیدا شود. درست است که مثلًا میگوییم جوهر، علت زردی یا سرخی سیب است ولی ما در عین حال قائل به یک سلسله علل معدّه هستیم و اجزاء عالم را به اصطلاح «مکتفی به ذات» نمیدانیم. در گذشته گفتیم که جوهر علت حرکات عرضیه است. آیا مقصود از علت بودن جوهر این است که این شیء از غیر خودش یعنی از علل عرْضی بینیاز است؟ فلاسفه میگویند هیچ چیزی در عالم نیست که از علل عرْضی خودش بینیاز باشد. اگر هوایی در کار نباشد، نوری در کار نباشد، حرارتی در کار نباشد نمو [و یا مثلًا تغییر رنگ سیب از زردی به سرخی] هم در کار نخواهد بود. پس حرکت کیفی هم متأخر از حرکت مکانی است.
توقف حرکت أینی بر حرکت وضعی
حرکت مکانی به نوبه خود متأخر از حرکت وضعی است. فلاسفه در اینجا بیانی دارند که بعدها باید روی آن بیشتر بحث کنیم. میگویند حرکت مکانی بر سه قسم است: یا مستقیم است یا منعطف و یا راجع. در حرکت مستقیم، متحرک روی خط مستقیم، حرکت میکند و حرکت منعطف حرکتی است که [یکباره تغییر مسیر داده و به تعبیر دیگر] زاویه میخورد. حرکت راجعه حرکتی است که رفت و برگشت داشته باشد، مثل سنگی که روی خط مستقیم به سمت بالا پرتاب میشود و پس از رسیدن به یک نقطه معین برمیگردد. حکما چون قائل به تناهی ابعاد هستند معتقدند که حرکت مستقیم غیرمتناهی نداریم. حال که هر حرکت مستقیمی متناهی است پس [در صورت برگشت] یا باید راجع باشد و روی خط مستقیم برگردد و یا باید