مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٠ - مراد از ماهیت بالقوه
حدود لغزان است. شی ءِ در حال حرکت در دو آن در یک حد نیست و اگر بخواهیم برای آن، ماهیت اعتبار کنیم، باید آن را در یک آن، ثابت اعتبار کنیم.
مراد از ماهیت بالقوه
چرا میگوییم شیء در حال حرکت ماهیت بالفعل ندارد، مگر ماهیت بالقوه دارد؟
بله، ماهیت بالقوه دارد اما بالقوه در اینجا در برابر فعلیت نیست. همچنان که در گذشته گفتیم قوه در اینجا به معنی اجمال در مقابل تفصیل است؛ یعنی بر این وجود واحد، ماهیات غیرمتناهی صدق میکند، چون این قابلیت را دارد که برایش ماهیاتِ غیرمتناهی اعتبار شود. در هر مرتبه از مراتب غیرمتناهی شی ءِ در حال حرکت، یک ماهیت اعتبار میشود. پس به یک اعتبار، شی ءِ در حال حرکت ماهیت ندارد آنطور که اشیاء ساکن ماهیت دارند و به یک اعتبار دیگر شی ءِ در حال حرکت به عدد مراتبی که برای آن قابل اعتبار است- یعنی به تعداد غیرمتناهی- ماهیت دارد. شی ءِ در حال حرکت به این معنی ماهیت دارد ولی این ماهیت ملازم با حد داشتن نیست بلکه ماهیت لابشرط است. در گذشته گفتیم که اگر ماهیات را به نحو بشرط لا اعتبار کنیم با یکدیگر تضاد دارند ولی ماهیاتی که به نحو لابشرط اعتبار میکنیم، همه در شی ءِ در حال حرکت جمع هستند. این مثل نبات و حیوان و انسان است که انسان به یک اعتبار نبات نیست اما نباتِ بشرط لا نیست. انسان حیوان هم نیست یعنی حیوان بشرط لا نیست و همینطور جماد بشرط لا نیست.
اما به یک اعتبار دیگر انسان مجمع تمام اینهاست؛ هم نبات است، هم حیوان است و هم جماد. از همین باب است که میگوییم عدد ١٠٠ به یک اعتبار شامل عدد ٩٠ نیست که همان اعتبار بشرط لاست و به یک اعتبار دیگر که همان اعتبار لابشرط است عدد ٩٠ در ضمن ١٠٠ هم هست.
پس جواب شیخ این شد که اگر مقصود شما از جوهر آنجا که میگویید: «آیا این جوهر در وسط اشتداد باقی است یا باقی نیست؟» وجود جوهر است میگوییم وجود جوهر باقی است به این معنا که محفوظ است و حتی بشخصه محفوظ است، و اگر مراد شما ماهیت جوهر است، ماهیت آن محفوظ نیست و نیازی هم نداریم که محفوظ باشد.
پس حافظ وحدت چیست؟ حافظ وحدت باید موضوع باشد و جوهر موضوع