مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٦ - نظر مرحوم آخوند درباره تقابل سکون و حرکت
علت اینکه سکون بعد دارد این است که خودش نوعی از حرکت است، ولی حرکت شیء است در جای خودش و لذا زمان دارد. به این اعتبار است که همانطور که واقعاً یک ساعت حرکت، منطبق بر یک ساعت زمان است، یک ساعت سکون هم واقعاً منطبق بر یک ساعت از زمان است. شیء چون در جای خودش حرکت داشته بر زمان منطبق میشود و الّا صرف یک قرار بدون زمان سکون نیست.
اگر اینطور بگوییم پس هر سکونی هم امر وجودی است؛ یعنی عدم محض و لاوجود محض نیست. شیء در حالی که ساکن است متلبس به امری وجودی است که آن امر وجودی نوعی از حرکت است. پس، از این جهت زمانی بودن سکون درست میشود.
پس بنا بر قول حکما که از سکون به قرار تعبیر کردهاند و یا متکلمین که به اکوان متتالی تعبیر کردهاند، سکون میشود امر وجودی. بنابراین، هم حرکت عبارت میشود از نحوی از اکوان به قول متکلمین و نحوهای از کون به قول حکما و هم سکون، و به هرحال طبق این نظر، سکون امر وجودی میشود. بنا بر این قول، نسبت میان سکون و حرکت نسبت تضاد است. این یک قول.
نظر مرحوم آخوند درباره تقابل سکون و حرکت
بعضی دیگر گفتهاند سکون یک نوع عدم حرکت است. شیء متحرک یعنی شیئی که قابلیت تحرک را دارد. گاهی این تحرک برای شیء فعلیت دارد و گاهی فعلیت ندارد. اگر تحرک برای شیء فعلیت پیدا کند متحرک است و اگر شیء امکان تحرک را داشته باشد ولی حرکت برایش فعلیت پیدا نکرده باشد ساکن است. پس سکون یعنی «عدم الحرکة ممّا من شأنه الحرکة». پس عدم تحرک بهطور مطلق را سکون نمیگوییم بلکه عدم تحرک شیئی را که امکان حرکت دارد سکون میگوییم.
مرحوم آخوند هم این تعبیر را پذیرفتهاند و این مطلب درستی است. ما فرضاً اگر بگوییم شیء در حال سکون دارای قرار است، آنطور که جمهور حکما میگویند، و یا دارای اکوان است، آنطور که متکلمین میگویند (خواه آن قرار را قرار ثابت بدانیم که نظر جمهور حکماست و یا برای قرار نوعی سیلان قائل شویم که نظر آقای طباطبایی است) در هر صورت سکون خودِ آن قرار نیست؛ یعنی شیء از آن جهت که دارای قرار است ساکن نیست بلکه از آن جهت ساکن است که امکان