مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥ - راه سوم برای توجیه بقای موضوع
نظریه مشهور را نفی کرده باشیم به «تشکیک تبعی ماهیت» قائل شویم. در مورد اینکه آیا تشکیک در ماهیت جایز است یا جایز نیست شیخ میگوید جایز نیست و مرحوم آخوند هم میگوید جایز نیست؛ همه میگویند جایز نیست و این را یکی از دلایل اصالت وجود دانستهاند. ما هم میگوییم تشکیک در ماهیت جایز نیست ولی به این نحو که محال است وجود اصیل نباشد و ماهیت اصیل باشد و تشکیک هم از ذات خودش برخیزد. اما یک نوع دیگر تشکیک در ماهیت میتوان داشت که با حرف آقایان هم منافات ندارد و آن تشکیک تبعی به تبع وجود است. ماهیت در ذات خودش قابل تشکیک نیست ولی به تبع وجود قابل تشکیک هست. مانعی ندارد که وقتی یک وجود قابل شدت و ضعف بود، ماهیت به اعتبار آن وجودش یعنی به نحو بالعرض و المجاز قابل شدت و ضعف باشد. در این صورت فرق جنس و فصل چگونه میشود؟ تقریباً نوعی فرق شدید با ضعیف میشود در مرتبه ماهیت.
چون این مطلب هم خیلی مفصل است از بحث بیشتر صرف نظر کرده و از آن میگذریم.
راه سوم برای توجیه بقای موضوع
تا اینجا ما در باب ملاک بقای موضوع دو مطلب را بیان کردیم. یکی اینکه هیولی باقی است به بقای صورةٌ مّا، که مراد از «صورةٌ مّا» همان صورتهای متوسط است که فردش عوض میشود و فرد دیگر میآید، همانها که به یک اعتبار مادهاند و به یک اعتبار صورت.
مطلب دوم این بود که هیولی باقی است به بقای صورت اخیر و فصل اخیر.
بعد مرحوم آخوند کلمه «ایضاً» را آورده که مشعر به این است که میخواهد مطلب سومی را در باب ملاک بقای موضوع مطرح کند و آن این است که میگوید ما قائل به مثالهای افلاطونی هستیم (ایشان تعبیر به مثالهای افلاطونی نمیکند ولی مقصود همان است) و معتقدیم که هر حقیقتی و هر نوعی در عالم ماده و طبیعت، ظلّ یک حقیقت دیگری در عالم ماورای طبیعت است که نسبت ایندو نسبت ظل و ذی ظل و نسبت «فیء» و شیء است. ما ایندو را نباید دو امر جداگانه فرض کنیم، بلکه مثل دو چهره از شیء واحد است، به این معنا که همه حقایق عالم، یک وجهه ثابت و یک وجهه متغیر دارند. وجهه ثابتشان همان وجهه غیبی و ملکوتی یا