مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٤ - دلیل مرحوم آخوند بر استحاله حرکت در فعل و انفعال
طبیعت قائل به ثبات هم هست ولی در دو مقوله، که مقوله فعل و انفعال باشد؟
مطلب از این قرار نیست.
ایشان میگوید تدرج، جزء تعریف مقوله فعل و انفعال است یعنی جزء ماهیت آنهاست. تدرج در ماهیت مقولات دیگر [غیر از متی که بعداً بحث میشود] دخالت ندارد و لهذا جای این بحث هست که آیا آن مقولات، در وجود، فرد متدرج دارند یا ندارند؟ ولی تدریج در مقوله فعل که به معنای تأثیر تدریجی است خوابیده است و انفعال هم یعنی تأثر تدریجی که باز در آن تدریج خوابیده است. حتی ایشان میگوید در ماهیت ایندو «حرکت» خوابیده است. حال اگر بگوییم که حرکت در مقولهای صورت میگیرد که ماهیت آن مقوله را خودِ حرکت تشکیل میدهد باید به «حرکت در حرکت» قائل شویم در حالی که به نظر مرحوم آخوند و دیگران حرکت در حرکت محال است. پس حرکت در مقولات أن یفعل و أن ینفعل که حرکت در ماهیت آنها اخذ شده است واقع نمیشود.
حتی مرحوم آخوند میگوید اصلًا مقوله أن یفعل و أن ینفعل یعنی حرکت، منتها حرکت به اعتبار نسبتش به فاعل میشود مقوله أن یفعل، و به اعتبار نسبتش به منفعل میشود مقوله أن ینفعل. ولی این حرف ایشان، هم مورد اعتراض حاجی قرار گرفته است و هم مورد اعتراض آقای طباطبایی، و ناچار هردوی آنها توجیه کردهاند که لابد تسامح در تعبیر است. حاجی میگوید به حرکت از جهت انتسابش به فاعل مقوله أن یفعل گفته نمیشود بلکه در تعریف مقوله أن یفعل چنین گفتهاند که هیئتی است که برای فاعل از نظر تأثیر تدریجی آن در منفعل پیدا میشود. همین طور مقوله أن ینفعل هیئتی است که برای متأثر پیدا میشود.
آقای طباطبایی اعتراض بهتری میکنند: شما میگویید مقوله أن یفعل و أن ینفعل همان حرکت است به این بیان که اگر حرکت را به فاعل نسبت دهیم میشود أن یفعل، و اگر آن را به قابل نسبت دهیم میشود أن ینفعل، در حالی که مقولات متباین بالذات و مستقل از یکدیگر هستند. مگر میشود یک چیز به اعتباری بشود یک مقوله و به اعتبار دیگر بشود مقوله دیگر؟! چطور میشود که ذوات اشیاء به سبب اعتبار مختلف شود؟! بعد ایشان سخن مرحوم آخوند را توجیه میکنند [١].
[١]. [استاد در جلسه بعد ایراد مرحوم حاجی و نیز مرحوم علامه طباطبایی را مجدداً طرح کرده و به هر دو ایراد پاسخ میدهند.]