مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - پاسخ اشکال فخر رازی
ماده عالم است. اگر چیزی خود، ماده عالم باشد، نمیتواند وجودی در مقابل وجودهای دیگر داشته باشد. آن مادهای که فیلسوف وجود آن را کشف میکند، آخرش میگوید آن چیزی که در یک جا صورتش مثلًا اتم است، یک جا صورتش هواست و در یک جا صورتش چیز دیگری است. دیگر بیش از این نمیتواند آن را نشان بدهد؛ جز با این اشاره عقلی با هیچ چیزی نمیتواند آن را نشان دهد. لهذا ماده مورد نظر فیلسوف را لابراتوارها نه میتوانند اثبات کنند و نه نفی. چون لابراتوار اشیائی را تجزیه یا ترکیب میکند که متصور به صورتها هستند. آن مادهای که فیلسوف میگوید، اگر اثبات شدنی باشد با برهان عقلی اثبات میشود و اگر هم نفی شدنی باشد با برهان عقلی باید نفی شود. ماده فلسفی چیزی نیست که بتواند منفک از صورتها وجودی داشته باشد تا بشود با حس به آن اشاره کرد. ماده آن است که در همه جا وجود دارد و در هیچ جا وجود ندارد. «در هیچ جا وجود ندارد» یعنی از خودش وجود مستقل ندارد و «در همه جا وجود دارد» یعنی آن چیزی که اینجا هم هست آنجا هم هست؛ این شکلها عوض میشود و در عین حال یک چیز است که این شکلهای مختلف را به خودش گرفته است.
پاسخ اشکال فخر رازی
فخر رازی توجه نکرده است که اگر لوازمی از قبیل وضع خاص، شکل خاص و عدم امکان فساد و خرق و التیام برای فلک ذکر کردهاند اینها از لوازم صورت فلک است، نه از لوازم جسمیت فلک یا از لوازم عوارض جسم فلک. فلک، البته به عقیده قدما، دارای نفس است. فلک به موجب آن نفس یا صورتی که دارد (که نفس دیگر از عوارض جسم نیست) این لوازم را دارد. جسمیت برای آن صورت، حکم ماده را دارد و خود جسمیتش تابع آن صورت است. این حرف فخر رازی از اساس نادرست است که «آیا [حصول ویژگی عدم قابلیت کون و فساد در فلک] به خاطر جسمیت است یا به خاطر عوارض جسمیت؟ اگر به خاطر جسمیت است اشکالی که گفتیم وارد میشود و اگر به خاطر عوارض است، آن عرض یا لازم است یا مفارق؛ اگر لازم است چنین و اگر مفارق است چنان.» علت نادرست بودن این تقسیم از ابتدا، این است که ویژگیهای خاص فلک نه به واسطه جسمیت است و نه به واسطه عوارض جسمیت؛ بلکه به واسطه چیزی است که خود جسمیت هم در