مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١ - حرکت، « سیلان حالت » است نه « حالت سیال »
حالتی از آن شیء است که «لها (الحرکة) وجود» یا نه، حرکت سیلان حالتی است که آن حالت دارای وجود است؟ در این صورت دوم، خود حرکت، امری است از قبیل اضافات و نسب.
بعضی مثل شیخ اشراق معتقدند که حرکت از مقولات عرضی است. او ده مقوله ارسطویی را نمیپذیرد و قائل به پنج مقوله است و یکی از مقولات را خود حرکت میداند و بنابراین حرکت از نظر شیخ اشراق یکی از اعراض است. همانطور که کم و کیف، عرض هستند حرکت هم عرض است که عارض موضوع میشود. غالب افراد درباره حرکت همینطور فکر میکنند؛ خیال میکنند که حرکت خودش، به تعبیر امروز، یک پدیده است مثل سیاهی یا حرارت.
این نظریه مردود است. حرکت، چیزی در عرض مقولات دیگر نیست بلکه اعراض وقتی وجود سیلانی داشته باشند [متصف به حرکت میشوند]. به سیلان وجودِ سفیدی حرکت میگوییم. سیلان وجود سفیدی، وجود علی حدهای از سفیدی ندارد. وقتی یک شیء سفید به سوی قرمزی حرکت [در کیف] دارد اینطور نیست که الآن دو عرض در اینجا وجود پیدا کرده باشد: سفیدی و حرکت. سفیدی دو نحو وجود میتواند داشته باشد: وجود ثابت و وجود سیال. همچنان که وقتی سفیدی وجود ثابت دارد وجودش غیر از خودش نیست در مورد وجود سیالِ آن هم همینطور است. اگر سفیدی ثابت باشد وجودش وجود ثابت است و اگر در حال حرکت باشد وجودش وجود سیلانی است. پس اگرچه مرحوم آخوند در ابتدا چنین تعبیر میکنند که «الحرکة حالة سیالة» ولی در نهایت امر توضیح میدهند که مطلب از این قرار نیست [١].
[١]. سؤال: اگر شیء دو نحو وجود دارد، نحوه دوم بالاخره امری است که ایجاد شده چون در ذات شیء سیلان نیست و بنابراین غیر از خود شیء است.
استاد: وجود شیء که با خود شیء، دو شیء نیستند همچنان که نحوه وجود شیء با خود شیء دو شیء نیستند. وقتی یک شیء موجود است و نحوه وجود آن، نحوه وجود ثابت است اینطور نیست که دو موجود داشته باشیم: خود شیء و نحوه وجود شیء. در سیلان هم همینطور است. اینها کثرتهایی است که ذهن ما به وجود میآورد. همچنان که وقتی میگوییم حرکت غیر از زمان است این غیریت، غیریت ذهنی است، یعنی در اعتبار ذهن اینها غیر یکدیگرند و الّا در خارج، مقولهای که حرکت در آن واقع میشود و خود حرکت و زمان حرکت به حسب واقعیت یک چیز هستند و ذهن است که آنها را تحلیل میکند.