مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٦ - تصویر رابطه میان حرکات جوهری و عرضی
تصویر رابطه میان حرکات جوهری و عرضی
در اینجا مرحوم آخوند مطلبی تحت عنوان «تفریعٌ» ذکر میکند [١] که بهتر بود این تفریع در بحث زمان مطرح میشد.
مرحوم آخوند میگوید:«فالحرکة بمنزلة شخص روحها الطبیعة». تعبیر ایشان این است که نسبت حرکت به طبیعت، نسبت بدن به روح است. حاجی توضیح دادهاند که مقصود از طبیعت در اینجا همان طبیعت سیال است و در این صورت مقصود از حرکت، حرکت غیر جوهری است. حرکت عرضی به منزله بدن است، و طبیعت سیال یعنی حرکت جوهری به منزله روح است. بنابراین نسبت حرکت عرضی با حرکت جوهری، نسبت بدن با روح است. همانطور که روح مقوم بدن است و به منزله صورت است برای بدن، طبیعت یا حرکت جوهری، مقوم حرکات عرضی است.
بعد میگوید:«کما أن الزمان شخص روحها الدهر». بحث زمان و به دنبال آن بحث دهر تفصیلًا خواهد آمد و ما در اینجا برای توضیح عبارت فوق مختصر توضیحی میدهیم.
مرحوم آخوند به تبع دیگران زمان را مقدار حرکت میداند. هر حرکتی دارای دو مقدار است. یکی همان امتدادی است که به حسب مسافت یا مافیه الحرکه پیدا میکند و دیگر، مقداری است که آن را «زمان» میگوییم.
قدما این زمان عمومی را که همه اشیاء را با آن مقایسه میکنیم مقدار حرکت فلک الافلاک میدانستند در حالی که مرحوم آخوند معتقد است که آن زمان عمومی مقدار حرکت جوهری است. به هر حال زمان مقدار حرکت است و حرکت- چه جوهری و چه عرضی- و همچنین زمان از مختصات طبیعت است.
حکما قائل به عالمی هستند که آن را عالم دهر یا ملکوت میگویند که ما عجالتاً آن را عالم ماورای طبیعت مینامیم [٢]. نسبت موجودات ملکوتی با عالم مُلک نسبت دو موجود متباین نیست، بلکه طبیعت، تنزل عالم ملکوت و ظل عالم.
[١]. اجمالًا یادم هست- ولی اخیراً مراجعه نکردهام- که این مطلب در تعلیقات شفا هم آمده است و شاید اصل آن از خود شفا باشد.[٢]. حکما در اینجا تقسیماتی مانند دهر ایمن و دهر ایسر و ملکوت اسفل و ملکوت اعلی دارند که محل بحث ما نیست.