مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥ - نقد استدلال حکما به دو تقریر
البته در اینجا ایراد بر اساس حرکت اشتدادی مطرح شد که یکی از انواع حرکت است ولی معلوم است که همه انواع حرکت از این جهتی که مورد بحث است یک حکم دارد.
نقد استدلال حکما به دو تقریر
کسی میتواند بگوید که شقوق در اینجا استیفا نشده است. ما شقوق را اینطور ذکر کردیم که اگر موضوع حرکت اشتدادی خود آن عرض باشد، عرض یا باقی هست یا باقی نیست. انتخاب میکنیم باقی هست. میگویید آیا اگر ذات عرض باقی هست، چیزی به این ذات ملحق میشود یا چیزی به آن ملحق نمیشود؟ قبول میکنیم که چیزی ملحق میشود. شقی را که چیزی به عرض ملحق نشده باشد باطل کردید و ما هم آن را باطل میکنیم. بعد گفتید وقتی آن زیاده ملحق میشود این دیگر اسمش اشتداد نیست. ما در همین جا میگوییم شما استیفای اقسام نکردید. قاعدهاش این بود که اینطور میگفتید که آیا در حرکت اشتدادی امری حادث شد یا امری حادث نشد؟ شما گفتید آیا صفتی برای ذات حادث شد یا صفتی حادث نشد؟ چرا کلمه «صفت» را آوردید؟ این استیفای اقسام نیست. اگر میگفتید آیا امری برای این ذات حادث شد میگفتیم امری حادث شد و اضافه میکردیم که آن امر عین ذات سواد است نه غیر ذات سواد. اگر غیر ذات سواد بود، همان صفتی بود که شما گفتید و به درستی نفی کردید چرا که آن امری که اضافه شده است پیدایش یک صفت مباین است و موجب اشتداد سواد نیست. ولی اگر بگوییم آن امر حادث عین ذات سواد است دیگر اشکال وارد نیست. این شق را قدما مثل شیخ و دیگران ذکر نکردهاند و از آنها گلهای نیست چرا که طرز تفکرشان اصالت ماهیتی بوده است. اگرچه شیخ به آن معنا اصالت ماهیتی نبوده است ولی به هرحال امثال شیخ تنبّهی به اصالت وجود و مسائلی که از آن استنتاج میشود نداشتهاند.
این ایراد را به شکل دیگری هم میتوان بیان کرد. معنای اینکه «ذات یک مقوله موضوع است» چیست؟ آیا مقصود این است که ماهیت آن مقوله موضوع است یا مراد این است که وجود آن مقوله موضوع است؟ اگر مراد ماهیت آن مقوله باشد تمام اقسام در استدلال مورد بحث استیفا شده است اما اگر وجود آن مقوله مقصود باشد در پاسخ این سؤال شما که آیا این وجود سواد باقی است یا باقی نیست، میگوییم