مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧ - نظریه خاص علامه طباطبایی
مرحوم آخوند میگوید محال است که حرکت در عرض صورت بگیرد و در جوهر صورت نگیرد. پس در همین حرکات ظاهری اعراض، نمیشود که تنها این اعراض بر روی جوهرها بلغزند ولی خود جوهر ثابت باشد؛ رابطه عرض و جوهر، قویتر از این است. پس ایشان میگوید به حکم اینکه در این چهار عرض (کم، کیف، أین و وضع) حرکت هست و عرض تابع جوهر و از شئون جوهر است، تا جوهر متحرک نباشد عرض متحرک نیست. این حرفی است که مرحوم آخوند در آنجا میگوید.
آقای طباطبایی میفرمایند ما از اینجا میتوانیم یک برهان دیگر اقامه کنیم.
وقتی که ثابت کردیم جوهر متحرک است، یک امر دیگری بر ما ثابت میشود و آن این است که همه اعراض متحرک هستند، چرا؟ چون گفتیم عرض از توابع جوهر است و بنابراین محال است که جوهر متحرک باشد و عرض متحرک نباشد. آن استدلال این بود که محال است عرض متحرک باشد و جوهر متحرک نباشد و به دلیل حرکت در چهار عرض تحرک جوهر را ثابت کردیم. این استدلال میگوید همینکه تحرک جوهر را اثبات کردیم میگوییم محال است جوهر متحرک باشد و ما عرض غیرمتحرک داشته باشیم.
در اینجا این سؤال پیش میآید که در مورد سکون در حرکات مختلف چه باید گفت؟ پاسخ میدهند ما به یک معنا اصلًا سکون نداریم. وقتی که شیء حرکت در کیف ندارد و ساکن است باز کیف ثابت ندارد و آنجا هم که شیء به ظاهر کمّ ثابت دارد کمّ ثابت ندارد. شیئی که الآن مکان ثابت دارد چون خودش متغیر است در همین مکان دائماً دارد تغییر میکند و این یک نوع تغییر مکان است غیر از تغییر مکانی که معمولًا سراغ داریم. پس ما در حالی که در این مکان هستیم دائماً تغییر أین میدهیم و این تغییر أین از این جهت است که نسبت ما با این أین از ناحیه ما دائماً دارد تغییر میکند. حال اگر در همان حال که یک شیء به تبع جوهر خود دارد تغییر میکند حرکتی هم از خارج به آن بدهیم و مثلًا این شیء را از اینجا بلند کنیم معنایش این میشود که «شیء متحرک در أین» حرکت در أین میکند؛ شیئی که اگر ساکن هم بود در أین خودش متحرک بود حال دارد یک نوع حرکت دیگری هم میکند. پس «شیء متحرک در أین» به نوع دیگری در أین حرکت میکند. به هر حال آقای طباطبایی همین قدر اجمالًا میگویند این «حرکت در حرکت» است.