مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - بازگشت به بحث حافظ وحدت در حرکت
بازگشت به بحث حافظ وحدت در حرکت
در انتهای این فصل مرحوم آخوند مطلبی تحت عنوان «تنبیهٌ تمثیلی» دارد که به طور خلاصه توضیح میدهیم. این قسمت مطلب مشکلی ندارد و یک تمثیل و تشبیه است و به یک معنا یک نوع بازگشت به مسئله بقای موضوع در حرکت جوهری است.
میگوید در هر حرکتی یک امر باقی وجود دارد و یک امر زایل، و به عبارت دیگر یک امر ثابت وجود دارد و یک امر متصرّم. همانطور که انسان دارای روح مجرد و بدن مادی است و به اعتبار روح مجردش ثابت و به اعتبار بدن مادیاش متحول، متصرم و دائماً در حال سیلان و ذَوَبان است تمام طبیعت هم همینطور است ولی با این تفاوت که در انسان آن حقیقت ثابت، روح مجرد خودش است؛ یعنی جنبه ثبات انسان در خودش و متحد با خودش است. انسان یک موجود دو وجههای است: وجهه یلِی الطبیعهای و یلی الخلقی دارد و وجهه یلی الربی و یلی الامری دارد. به وجهه یلی الامری خودش ثابت است- که همان وجهه روح مجرد است- و به وجهه یلی الخلقیاش که وجهه بدنی او باشد متصرم و متغیر است و در دو «آن» به یک حال نیست.
ولی موجودات دیگر آن جنبه یلی الامری در خودشان نیست که به منزله نفس و روحشان باشد بلکه موجودی است در عالم دیگر که حافظ، نگهبان و نگهدار وجهه یلی الخلقی آنهاست. اگر میبینید یک درخت شخصیت و تشخص خود را حفظ میکند و میگویید از ابتدا تا انتهای حیاتش یک موجود است، حافظ وحدت و ملاک ثباتش عبارت است از آن چیزی که از آن تعبیر به مثال افلاطونی و رب النوع و امثال آن میکنند که اگر آن نباشد این هم باقی نیست. این تشبیهی است که مرحوم آخوند در اینجا ذکر کرده است.
با این تشبیه ضمناً به یکی از براهینی که شیخ اشراق بر وجود مثال افلاطونی اقامه کرده، اشاره کرده است، که آن خودش یک بحث طولانی است و در مبحث ماهیت مطرح میشود. استدلال شیخ اشراق بنا بر حرکت جوهری قوّت بیشتری پیدا میکند و ما بیان شیخ اشراق را روی حرکت جوهری پیاده میکنیم.
شیخ اشراق میگوید مثلًا یک درخت از اول تا به آخر یک نظام واحدی است و وحدت و شخصیت خودش را حفظ میکند. از همان زمانی که به وجود میآید