مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١ - یک سؤال مهم
نمیماند زیرا ما نیاز به موضوع را از سه راه اثبات کردیم. یکی از این راه که حرکت عرض است و عرض نیاز به موضوع دارد. حرکت در اعراض، عرض است اما حرکت در جوهر که عرض نیست. پس با این استدلال موضوع برای حرکت جوهری اثبات نمیشود. البته مرحوم آخوند از این راه وارد نشدند.
راه دوم این بود که حرکت از آن جهت نیازمند به موضوع است که امری است که در خارج «حادث» میشود. پس سخن در حرکاتی است که برای اشیاء حدوث پیدا میکنند یعنی قابلیت و مقبولیت حقیقی و عینی در کار است، اما در حرکاتی که از حاقّ ذات اشیاء انتزاع میشوند این برهان برای نیازمندی حرکت به موضوع جاری نیست [١].
یک سؤال مهم
بعد مرحوم آخوند مطلبی را مطرح میکند که پاسخ یک سؤال مقدّر است و این سؤال، یک سؤال اساسی است. گفتیم در حرکات عرضی، حرکت برای یک موضوع حادث میشود و امری است که به موضوع ضمیمه میشود، پس ناچار حرکت موضوع میخواهد، موضوعی که مرکب از «ما بالقوه» و «ما بالفعل» باشد. در «حرکت ذاتی» چون حرکت از لوازم ذات متحرک و منتزع از متحرک است علت نمیخواهد زیرا منشأ انتزاعِ امر انتزاعی است که علت میخواهد نه خود امر انتزاعی. همینطور این نوع از حرکت، موضوع هم نمیخواهد، چون امر انتزاعی موضوع واقعی ندارد و موضوعش همان منشأ انتزاعش است.
مستشکل کلام را روی خود منشأ انتزاع یعنی در نفس جوهر جسمانی میبرد.
نمیگوید که حرکت قابل میخواهد تا شما بگویید در اینجا نسبت حرکت با متحرک نسبت لازم به ملزوم است. میگوید فرض این است که خود آن صورت جسمانی امری است که حادث است، بلکه عین حدوث و تجدد است. همان برهانی که شما درباره حرکت عرضی آوردید و گفتید حرکت عرضی نیازمند به موضوع یعنی نیازمند به یک قابل است، ما آن را در مورد نه حرکت جوهری بلکه خود متحرک.
[١]. [در مورد راه دیگر و لازمه آن برای حرکت جوهری در اواخر جلسه گذشته تحت عنوان «نظر مرحوم آخوند درباره موضوع حرکت» توضیح داده شد. این بحث در جلسات مربوط به فصل ٢٤ به تفصیل آمده است.]