مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - چرا هر چیز، استعداد همه چیز شدن را ندارد؟
را طرح کردهاند.
نظر علامه طباطبایی در مورد امکان استعدادی
ایشان میفرمایند نسبت امکان استعدادی به هیولی نسبت «جسم تعلیمی» به «جسم طبیعی» است، یعنی هیولی و امکان استعدادی اصلًا دو چیز نیستند، یک چیز هستند. ایشان اشاره میکنند به آن مطلبی که شیخ و مرحوم آخوند و دیگران قبول دارند که نسبت جسم طبیعی و جسم تعلیمی نسبت لامتعین و متعین است. جسم تعلیمی در خارج، عارض بر جسم طبیعی نیست، بلکه عروض آن، عروض عقلی و تحلیلی است.
این شیء، هم جسم طبیعی است و هم جسم تعلیمی؛ به یک اعتبار جسم طبیعی است و به اعتبار دیگر جسم تعلیمی. اگر صرف جسمیت آن را بدون آنکه متقدر به قدر خاص باشد در نظر بگیریم میشود جسم طبیعی. «جسم بودن» اقتضای تقدر خاص ندارد؛ جسم، جسم است، میتواند از این اندازه کوچکتر باشد یا بزرگتر، و حتی از آن جهت که جسم است ابا ندارد که غیر متناهی باشد. در جسمیت تقدر نخوابیده است ولی در عین حال این جسم متقدر است. این تقدر یک عارض خارجی نیست که در مرتبه اول، جسم وجود پیدا کرده و در مرتبه دوم مقدار در خارج عارض آن شده باشد. با این نظریه، اشکال در باب امکان استعدادی حل میشود یعنی اگر هیولی را مبدع بدانیم امکان استعدادی هم مبدع است و اگر مبدع ندانیم امکان استعدادی هم مبدع نخواهد بود.
چرا هر چیز، استعداد همه چیز شدن را ندارد؟
البته در اینجا بحث دیگری پیش میآید که خود مرحوم آخوند در جای دیگر مطرح کرده است. نطفه استعداد انسان شدن را دارد و استعداد شیء دیگر را ندارد. اگر این مادة المواد که در اینجا هست استعداد همه چیز شدن را دارد، چرا این نطفه فقط استعداد انسان شدن را دارد؟.
نظریهای که مرحوم آخوند در اینجا قبول کرده است این است که اگرچه استعداد همه چیز شدن در هیولی هست ولی هر صورتی که عارض هیولی میشود مانع همه فعلیتهاست مگر فعلیت خاص. به عنوان مثال اگر انسانی در محوطهای