مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩ - نظر مرحوم آخوند درباره وحدت مقوله در حرکت اشتدادی
نظر مرحوم آخوند درباره وحدت مقوله در حرکت اشتدادی
قبل از صدرالمتألهین مطلب را به همین اندازه که قبل از این مطلب آخر [که در تکمیل بحث جلسه گذشته بود] گفتیم توجیه کردهاند. گفتهاند در باب حرکت اشتدادی واقعاً مقوله نیست که اشتداد پیدا میکند بلکه موضوع مقوله است که از نوعی به نوع دیگر خارج میشود. این تا اندازهای حرف درستی است و حتی با همین حرفی هم که ما الآن گفتیم تطبیق میکند، یعنی وقتی جسم دارد سیاهتر میشود در هر مرتبهای یک نوع از سواد را دارد (این سواد قهراً سواد جنسی است) و در مرتبه دیگر نوع دیگر که آن نوع دیگر کاملتر از این نوع است. تا اینجا حرفشان عیب و نقصی ندارد. بعد یک سواد اصلِ مستمر را انکار کرده و گفتند اگر بگوییم در هر آنی نوعی از سواد وجود دارد پس حافظ وحدت این سوادهای متکثر چیست؟
میگویند حافظ وحدت، موضوع (جسم) است که از یک سواد به سواد دیگر خارج میشود. پس به عقیده آنها امر مستمر در اینجا موضوع یعنی جسم است ولی در سواد هیچ استمراری در کار نیست و یک سواد مستمر در اینجا نداریم. پس خلاصه بیان آنها این میشود که جسم در حالی که تسود پیدا میکند دارای نوعی از سواد میشود، آن نوع از بین میرود نوع کاملتری پیدا میکند و نوع کاملتری تا آخرین مرحله.
اینجاست که مرحوم آخوند ایرادی به حرف اینها میگیرد. ایشان قبول دارد که ما در اینجا موضوعی داریم که به یک اعتبار حافظ وحدت است و به این موضوع نیاز داریم. همچنین قبول دارد که در حالی که اشتداد پیدا میشود انواع عوض میشوند، ولی میگوید در عین حال ما نمیتوانیم منکر این بشویم که یک سواد مستمری هم در اینجا وجود دارد.
اما این سواد مستمر چگونه است؟ ایشان بحث حرکت توسطی و حرکت قطعی را پیش میکشد. (این سه چهار صفحه اسفار که مقدمه بحث حرکت جوهری است خیلی دقیق است.) ایشان اول با یک تمثیل مطلب را روشن میکند. میگوید شما رأس یک مداد را در نظر بگیرید. در مقام تمثیل، نوک مداد را که نقطه واقعی نیست نقطه فرض میکنیم. وقتی رأس یک مداد یا مخروط را که نقطه است از روی صفحهای عبور میدهیم، معنایش این است که نقطهای این نقاط را طی میکند. این طور نیست که این نقطه در دو آن با یک نقطه تماس دارد، بلکه این نقطه استمراراً از