مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - ارتباط هر آینده با گذشته ای خاص
که یک شیء هیچ سابقهای نداشته باشد و منقطع و بریده از همه چیزهای دیگر، یکمرتبه از عدم به وجود آمده باشد. هر حادثی را که نگاه کنیم میبینیم که چیزی بوده است که تبدیل به این امر حادث شده است. فرزند انسان در اصل یک نطفه بوده که بعد این نطفه موادی را جذب کرده و متحول شده تا به اینجا رسیده است. همین طور این برگ درخت به صورت مواد دیگری در این درخت، هوا و آب بوده است که کم کم تبدیل به این برگ شده است. گندمی که امروز میبینیم قبلًا به صورت بوته گندم بوده و آن بوته گندم هم قبلًا به صورت یک دانه گندم دیگر بوده است. پس ما نظامی در این عالم میبینیم که میتوانیم نام آن را «نظامِ شدن» بگذاریم؛ یعنی اینکه چیزی چیز دیگری میشود و یا چیزی از چیز دیگری به وجود میآید. الف، ب میشود؛ ب، جیم میشود و جیم، دال میشود.
ارتباط هر آینده با گذشته ای خاص
امر دیگری که در اینجا هست این است که نه تنها برای ما محسوس است که اشیائی که پدید میآیند از اشیاء دیگر به وجود آمدهاند، بلکه علاوه بر این میبینیم که هر مادهای قابل متبدل شدن به هر صورتی نیست. هر چیزی امکان تبدیل شدن به یک شیء بالخصوص را دارد. دانه گندم، گندم میشود و دانه جو، جو میشود نه اینکه وقتی گندم میخواهد به وجود بیاید صرفاً احتیاج دارد که یک چیزی موجود باشد که تبدیل به گندم بشود؛ از دانه جو گندم به وجود بیاید و از دانه گندم جو به وجود بیاید. دانه گندم را در زمین بکارند و یک انسان از آن به وجود بیاید و از نطفه یک انسان خوشه گندم به وجود بیاید! اینطور نیست، این یک نظام معینی دارد. اگر چیزی حادث میشود از یک راه معین است که به وجود میآید، یعنی هر آیندهای با گذشته مخصوص خودش ارتباط دارد و هر گذشتهای با یک آینده مخصوص به خود ارتباط دارد: «گندم از گندم بروید جو ز جو». به قول ملای رومی:
هیچ گندم کشتهای جو بر دهد؟ | دیدهای اسبی که کره خر دهد؟ | |